نامه ای ننوشته دارم ، سرّ و اسرارش نهان
نامه ای ننوشته دارم ، سرّ و اسرارش نهان
ای که گوئی غیب دانی نامه ی ننوشته خوان
در گزاف از عشق گوئی گوچه دارم پیشِ رو؟
جز سیاهی گو نداری ای غروب نیمه جان
عالمی کردی تباه و دادِ شیدائی کشی
از تو جُز باری گران هرگز ندیده در جهان
جمله ی درمانده گان را کرده ای درمانده تر
تا به کی من من کُنی ، ای ذره خاک پُر زبان؟
تا کجا بالا روی ؟ بنگر به زیر پای خود
چون فرو افتی نماند ذرّه ای از تو نشان
ای که گوئی غیب دانی نامه ی ننوشته خوان
در گزاف از عشق گوئی گوچه دارم پیشِ رو؟
جز سیاهی گو نداری ای غروب نیمه جان
عالمی کردی تباه و دادِ شیدائی کشی
از تو جُز باری گران هرگز ندیده در جهان
جمله ی درمانده گان را کرده ای درمانده تر
تا به کی من من کُنی ، ای ذره خاک پُر زبان؟
تا کجا بالا روی ؟ بنگر به زیر پای خود
چون فرو افتی نماند ذرّه ای از تو نشان
- ۴.۲k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط