ماندم چه کنم بی تو واین چشم ترم را
ماندم چه کنم بی تو واین چشم ترم را
بس خانه روانم که بجوئی اثرم را
مُردم ز غمِ دوری و هجرت اثری نیست
برگو چه کنم تا بنشانم شررم را
از هجر تو بر هر دوجهان پیر و حقیرم
برکش بزن آن تیر نهانی دو پرم را
ماندم به کویری که بجز آتش تو نیست
خاموش نشد شعله ی افتاده سرم را
بر راه تو می کوشم و از توخبری نیست
آواره شدم تا که بجویم گهرم را
بس خانه روانم که بجوئی اثرم را
مُردم ز غمِ دوری و هجرت اثری نیست
برگو چه کنم تا بنشانم شررم را
از هجر تو بر هر دوجهان پیر و حقیرم
برکش بزن آن تیر نهانی دو پرم را
ماندم به کویری که بجز آتش تو نیست
خاموش نشد شعله ی افتاده سرم را
بر راه تو می کوشم و از توخبری نیست
آواره شدم تا که بجویم گهرم را
- ۴.۵k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط