{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجب دنیایی شده...

عجب دنیایی شده...


کوچه ها را بلد شدم.. مغازه ها را..

و رنگ چراغ قرمزها.. حتی جدول ضرب را..

و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم..!!

اما گاهی میان آدم ها گم میشوم..


آدم ها را بلد نیستم هنوز.
دیدگاه ها (۱)

تیره بختی را می‌پذیرماگر بدانمروزی چشم‌های تو را خواهم سرودس...

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشتنوبت به ما که رسید قلم افتا...

نمی دانی که چه قدر دلم برایت تنگ استتک تک روزها را پشت سر می...

کاش باران بگیرد …کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند…و من همه ی ...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

(رز سرخ و سفید)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

(خون و عشق)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط