{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت چهل و چهارم

(سخت گیر) پارت چهل و چهارم
(پارت آخر)
یک سال بعد
ا.ت:کوکی
کوک: جانم عزیز دلم
ا.ت: مامانت و بابات رفتن مسافرت
کوک: خب
ا.ت: خدمتکارا هم نیستن
کوک: بقیه ش
ا.ت: دختر قشنگمم که خوابه
کوک: منظورت
ا.ت: بچه میخوام
کوک: خب برو بیار
ا.ت: بدون تو نمیتونم
کوک: چه کاری ازم بر میاد
ا.ت: کوکی جونم
کوک: جان
ا.ت: خیلی تغییر کردی
کوک: تغییر نکردم
ا.ت: باشه من برم پیش
دخترم
کوک:ا.ت مگه بچه نمیخوای
ا.ت: باور کردی داشتم شوخی
میکردم
کوک: شوخی میکردی واقعا
ا.ت: آره اینقدر دردسر کشیدم
فکر کردی دوباره میتونم
کوک:سونیا نیست دیگه
ا.ت: بجاش یه نفر دیگه
میاد
کوک: نه
کوک اومد منو کول کرد
ا.ت: کوک ولم کن
کوک: دیگه دیره بیبی
گرل
ا.ت: شوخی کردم
کوک:ددی نیازت داره
بردم تو اتاق و درو قفل
کرد پرتم کرد رو تخت
(برای شادی روح ا.ت صلوات) 😂😂
(بچه هم تو یه اتاق دیگه بود)
تموم شد بلاخره😐😐
اینم از پارت اخر
دیدگاه ها (۲۸)

بچه ها تموم شد امروز خیلی گذاشتم😂نظراتتون رو حتما درباره اش ...

فیک جدید میخوام بزارم😉😉حمایت کنیدیه تشکری هم کنم برای فیک قب...

(سخت گیر) پارت چهل و سومهشت ماه بعدا.ت: ایی کوک: چیشدا.ت:دلم...

(سخت گیر) پارت چهل و دومم.ک: من متاسفم عروسمخیلی بهت توی این...

Part 14

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

پرنسس من ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط