عشق چیزی نیست مگر نیست شدن قطره در دریا. عشق یعنی بی «خو
عشق چیزی نیست مگر نیست شدن قطره در دریا. عشق یعنی بی «خود » شدن. یعنی واگذاری کامل خود به هستی. عشق یعنی پیوستن به کل. یعنی دورانداختن حد ومرزها و هویت خود. یعنی ترک گفتن خودت. همین که خودت را ترک بگویی، بی درنگ دریا می شوی، وسیع و پهناور. ما به هویت خود چسبیده ایم. پشت آن موضع گرفته ایم. به خاطر آن می جنگیم. حتی حاضریم خودمان را فدای آن کنیم. و این کار حماقت محض است، زیرا «خود » دروغین ترین پدیده در هستی است. « خود » همچون هوای گرم است. وجود واقعی ندارد. همچون تاریکی است. تو می توانی تاریکی را ببینی، هرروز می بینی اش،
اما,تاریکی وجود ندارد,تاریکی صرفا
نبود نور است,نور را وارد کن تا تاریکی دیگر نباشد
اما,تاریکی وجود ندارد,تاریکی صرفا
نبود نور است,نور را وارد کن تا تاریکی دیگر نباشد
- ۲.۱k
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط