{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم

گرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ میشود آری:
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پیِ شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی هارا
اشاره ای کنم : انگار کوه کَن بودم

من آن زُلال پرستم در آب گند زمان
که فکر صافی آبی چنان لجن بودم

غریب بودم و گشتم غریب تر اما :
دلم خوش است که در غربت وطن بودم


شعری از محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۱)

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم ...کسی که حرف دلش را نگفت من ...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

دلم برای خودم تنگ می شود

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 اگر چه نزد شما تشنهٔ سخن ...

دلم برای خودم تنگ میشود آریهمیشه بی خبر از حال خویشتن بودمغر...

اگر چه نزد شما تشنهٔ سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط