مافیایه عشق P
مافیایه عشق P:5
جک دستش رو پشت کمرم گذاشت و از کنارم رد شد که همراهش رفتم که وارد یک اتاق کوچک شد که پشت در ایستادم که سمتم چرخید و با دستش به داخل هدایتم کرد دور تا دور اتاق پر از کمد ها کوچیک بود که شماره داشتن و وسط اتاق یک نیمکت بود و کوشه اتاق یک جا لباسی بود و چند لباش بهش آویزون بود که جک داشت داخلشو دنبال لباز میگشت یک لباس بیرون اورد
جک: این کوچیک ترین ساز لباسه، اول لباست رو عوض کن و بیا بیرون اینجا همه لباس مخصوص کارشون رو میپوشن
سری تکان دادم که از اتاق بیرون رفت سمت یکی از کمد ها رفتم که کلید داشت بازش کردم و لباس هایم رو با لباس هایی که جک بهد داره بود عوض کردم که یک پیراهن سفید به همراه یه جلیقه و شلوار مشکی بود و لباس های خودم داخل کمد گذاشتم و در رو قفل کردم و کلید رو داخل جیب شلوارم گذاشتم و از اتاق بیرون رفتم که جک رو دیدم که داره با یک مرد که لباسش مثل من بود حرف میزنه کمی نزدیک رفتم که توجه هر تو بهم جَلو شد مرد لبخندی زد که تعظیمی کردم که مرد هم همین کار رو کرد
فلیکس: سلام من لی فلیکس هستم
یونگ: سلام من کیم دویونگ هستم ولی یونگ صدام کل
چشمی گفتم که جک لبخندی زد
جک: خب بزار قانون ها رو بهت بگم
سری تکان دادم که یونگ وسط حرفش پرید
یونگ: هی پسر صبر کن الان بشناسیمش بعد برو سر قانون ها
یونگ: خب فلیکس خودت دو معرفی کن
فلیکس:اممم خب... من 20سالمه و با خواهرم که 17 سالشه تنها زندگی میکنم پدر و مادرم رو در بچگی از دست دادم
جک : تو 20 سالته بعد اومدی همچنین جایی کار کنی؟
فلیکس:هر کاری باشه انجام میدم من واقعا به پول نیاز دارم
یونگ: چرا ؟
فلیکس: که بتونم خرج مدرسه خواهرم رو بدم
جک:خودت درس نمیخونی ؟
فلیکس: نه وقتی 18سالم بود درس رو ول کردم
جک : اها خب من 30سالمه
یونگ: منم 28سالمه همه کار کنان اینجا ازت خیلی بزرگ ترن تو کوچیک ترین هستی
لبخندی زدم و سری تکان دادم
جک: خب یونگ استراحت بسه برو به کارت برس منم قانون ها رو به این بچه بگم
یونگ سری تکان داد و خندید
یونگ: بلخره یکی رو پیدا کردی که بهش بگی بچه
جک لبخندی زد و سرش رو تکان داد که یونگ دور شد و جک سمتم چرخید
جک:خب فلیکس خوب گوش کن
قانون اول با هیچ مشتری حق لاس زدن نداری
قانون دوم تو ساعت کاری خودت حق مست کردن نداری
قانون سوم بحث های های خوانواده و دعوا رو نباید به اینجا راه بدی
قانون چهارم در ساعت کاری حق استفاده از گوشی رو نداری مگر اینکه ضروری باشه
قانون پنجم حق سیگار کشیدن رو نداری
قانون ششم با مشتری ها بحث یا دعوا نمیکنی و هر کاری گفتن انجا میدی خوب سوالی هس
فلیکس: نه متوجه شدم فقط یک سوال چرا اینجا هم پسر هستن
جک به دور و اطراف نگاه کرد و خندیدم
جک: یعنی نمیدونی اینجا چجور باری هسته
سری به نشانه نه تکان دادم
جک: اینجا گی بار هست
با تعجب نگاهش کردم و بلند گفتم
فلیکس: گی بارررر؟
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
جک دستش رو پشت کمرم گذاشت و از کنارم رد شد که همراهش رفتم که وارد یک اتاق کوچک شد که پشت در ایستادم که سمتم چرخید و با دستش به داخل هدایتم کرد دور تا دور اتاق پر از کمد ها کوچیک بود که شماره داشتن و وسط اتاق یک نیمکت بود و کوشه اتاق یک جا لباسی بود و چند لباش بهش آویزون بود که جک داشت داخلشو دنبال لباز میگشت یک لباس بیرون اورد
جک: این کوچیک ترین ساز لباسه، اول لباست رو عوض کن و بیا بیرون اینجا همه لباس مخصوص کارشون رو میپوشن
سری تکان دادم که از اتاق بیرون رفت سمت یکی از کمد ها رفتم که کلید داشت بازش کردم و لباس هایم رو با لباس هایی که جک بهد داره بود عوض کردم که یک پیراهن سفید به همراه یه جلیقه و شلوار مشکی بود و لباس های خودم داخل کمد گذاشتم و در رو قفل کردم و کلید رو داخل جیب شلوارم گذاشتم و از اتاق بیرون رفتم که جک رو دیدم که داره با یک مرد که لباسش مثل من بود حرف میزنه کمی نزدیک رفتم که توجه هر تو بهم جَلو شد مرد لبخندی زد که تعظیمی کردم که مرد هم همین کار رو کرد
فلیکس: سلام من لی فلیکس هستم
یونگ: سلام من کیم دویونگ هستم ولی یونگ صدام کل
چشمی گفتم که جک لبخندی زد
جک: خب بزار قانون ها رو بهت بگم
سری تکان دادم که یونگ وسط حرفش پرید
یونگ: هی پسر صبر کن الان بشناسیمش بعد برو سر قانون ها
یونگ: خب فلیکس خودت دو معرفی کن
فلیکس:اممم خب... من 20سالمه و با خواهرم که 17 سالشه تنها زندگی میکنم پدر و مادرم رو در بچگی از دست دادم
جک : تو 20 سالته بعد اومدی همچنین جایی کار کنی؟
فلیکس:هر کاری باشه انجام میدم من واقعا به پول نیاز دارم
یونگ: چرا ؟
فلیکس: که بتونم خرج مدرسه خواهرم رو بدم
جک:خودت درس نمیخونی ؟
فلیکس: نه وقتی 18سالم بود درس رو ول کردم
جک : اها خب من 30سالمه
یونگ: منم 28سالمه همه کار کنان اینجا ازت خیلی بزرگ ترن تو کوچیک ترین هستی
لبخندی زدم و سری تکان دادم
جک: خب یونگ استراحت بسه برو به کارت برس منم قانون ها رو به این بچه بگم
یونگ سری تکان داد و خندید
یونگ: بلخره یکی رو پیدا کردی که بهش بگی بچه
جک لبخندی زد و سرش رو تکان داد که یونگ دور شد و جک سمتم چرخید
جک:خب فلیکس خوب گوش کن
قانون اول با هیچ مشتری حق لاس زدن نداری
قانون دوم تو ساعت کاری خودت حق مست کردن نداری
قانون سوم بحث های های خوانواده و دعوا رو نباید به اینجا راه بدی
قانون چهارم در ساعت کاری حق استفاده از گوشی رو نداری مگر اینکه ضروری باشه
قانون پنجم حق سیگار کشیدن رو نداری
قانون ششم با مشتری ها بحث یا دعوا نمیکنی و هر کاری گفتن انجا میدی خوب سوالی هس
فلیکس: نه متوجه شدم فقط یک سوال چرا اینجا هم پسر هستن
جک به دور و اطراف نگاه کرد و خندیدم
جک: یعنی نمیدونی اینجا چجور باری هسته
سری به نشانه نه تکان دادم
جک: اینجا گی بار هست
با تعجب نگاهش کردم و بلند گفتم
فلیکس: گی بارررر؟
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
- ۱۱.۹k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط