مافیایه عشق P
مافیایه عشق P:3
کل شب رو از فکر اون مرد بیرون نیومدم از رفتارش گیج شده بودم ولی نزدیک شدن بهش حس خوبی بهم میداد دوست داشتم دوباره ببینمش دوست داشتم لمسش کنم دوست داشتم داخل اقیانوس چشمان خمارش غرق بشم دوست داشتم مزه لبان خوردنیش رو بچشم...
با صدای در به خودم اومدم فهمیدم که به چی دارم فکر میکنم صورتم از تفکرم سرخ شد سریع سرم رو تکان دادم که این فکر ها از سرم بره به سمت درد چرخیدم که سولیکس رو دیدم که داره چپ چپ نگاهم میکنه
فلیکس :چ...چیزی شده؟
سولیکس: نه ولی چرا قرمز شدی
دستام رو روی صورتم گذاشتم و دور اتاق رو نگاه کردم
فلیکس: فقط برای اینکه گرمه...اره خیلی گرمه
سولیکس با تعجب نگاهی کرد
سولیکس :ولی هیونگ اتاقت خیلی سرده
فلیکس:من گرمم هست تو بگو چی کار داری ؟
سولیکس:هیچی فقط میخواستم بگم میایی کمکم این تکلیف رو انجام بدم
سری تکان دادم و از تخت پایین اومدم و پشت سولیکس راه افتادم ...
وقتی تکلیف سولیکس رو تموم کردم به اتاقم برگشتم وروی تخت دراز کشیدم و گوشیم رو برداشتم که چکش کنم که دیدم پسرا داخل گروه صحبت میکنن
ای ان :هیونگ هان این بار خیلی جای قشنگی بود بیایید چند بار دیگه هم بریم
هان: هی بچه کم پیش میاد که تو از یک جایی خوشت بیاد نکنه اونجا یک دختر خوشکل دیدی یالا اعتراف کن
ای ان:یااااا هیونگ اصلا همچنين چیزی نیست من فقط از بار خوشم اومد
هان: اره ماهم باور کردیم گوشامون مخملیه
ای ان:هیونگ دارم راست میگم 😭
هان:باشه🤷♂️
ای ان:هیونگگگ
سونگمین: هان بچه رو اذیت نکن
هان :باشه😂
ای ان :ممنون هیونگ نجاتم دادی
سونگمین: خواهش بچه
هان : جمع کنید این چسی بازی ها رو عق عق عق
هان:خب فردا شب بریم
سونگمین: بریم
ای ان:کسی از فلیکس هیونگ خبر داره؟؟
سونگمین: نه حتما خوابه
هان :خیلی میخوابه بنظرتون عادیه؟ ممکنه مشکل داشته باشه
ای ان:نه هیونگ من درموردش تحقیق کردم مشکلی نیست توی زیاد خوابیدم
هان :پس فلیکس اولین نفره
سونگمین:محض یاد اوری فلیکس هم تو گروه ها
ای ان:یا خدا امیدوارم پیام ها رو نخونه وگرنه باید حلوای من رو بخورید
سونگمین: امیدوار نباش چون میخونه
ای ان:پس همین الان حلالم کنید
سونگمین:باش نگران نباش حلال کردم
هان:حلالت
ای ان: ولی من هنوز زندم😐
هان: ولی قراره بمیری ☺️
ای ان:...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
کل شب رو از فکر اون مرد بیرون نیومدم از رفتارش گیج شده بودم ولی نزدیک شدن بهش حس خوبی بهم میداد دوست داشتم دوباره ببینمش دوست داشتم لمسش کنم دوست داشتم داخل اقیانوس چشمان خمارش غرق بشم دوست داشتم مزه لبان خوردنیش رو بچشم...
با صدای در به خودم اومدم فهمیدم که به چی دارم فکر میکنم صورتم از تفکرم سرخ شد سریع سرم رو تکان دادم که این فکر ها از سرم بره به سمت درد چرخیدم که سولیکس رو دیدم که داره چپ چپ نگاهم میکنه
فلیکس :چ...چیزی شده؟
سولیکس: نه ولی چرا قرمز شدی
دستام رو روی صورتم گذاشتم و دور اتاق رو نگاه کردم
فلیکس: فقط برای اینکه گرمه...اره خیلی گرمه
سولیکس با تعجب نگاهی کرد
سولیکس :ولی هیونگ اتاقت خیلی سرده
فلیکس:من گرمم هست تو بگو چی کار داری ؟
سولیکس:هیچی فقط میخواستم بگم میایی کمکم این تکلیف رو انجام بدم
سری تکان دادم و از تخت پایین اومدم و پشت سولیکس راه افتادم ...
وقتی تکلیف سولیکس رو تموم کردم به اتاقم برگشتم وروی تخت دراز کشیدم و گوشیم رو برداشتم که چکش کنم که دیدم پسرا داخل گروه صحبت میکنن
ای ان :هیونگ هان این بار خیلی جای قشنگی بود بیایید چند بار دیگه هم بریم
هان: هی بچه کم پیش میاد که تو از یک جایی خوشت بیاد نکنه اونجا یک دختر خوشکل دیدی یالا اعتراف کن
ای ان:یااااا هیونگ اصلا همچنين چیزی نیست من فقط از بار خوشم اومد
هان: اره ماهم باور کردیم گوشامون مخملیه
ای ان:هیونگ دارم راست میگم 😭
هان:باشه🤷♂️
ای ان:هیونگگگ
سونگمین: هان بچه رو اذیت نکن
هان :باشه😂
ای ان :ممنون هیونگ نجاتم دادی
سونگمین: خواهش بچه
هان : جمع کنید این چسی بازی ها رو عق عق عق
هان:خب فردا شب بریم
سونگمین: بریم
ای ان:کسی از فلیکس هیونگ خبر داره؟؟
سونگمین: نه حتما خوابه
هان :خیلی میخوابه بنظرتون عادیه؟ ممکنه مشکل داشته باشه
ای ان:نه هیونگ من درموردش تحقیق کردم مشکلی نیست توی زیاد خوابیدم
هان :پس فلیکس اولین نفره
سونگمین:محض یاد اوری فلیکس هم تو گروه ها
ای ان:یا خدا امیدوارم پیام ها رو نخونه وگرنه باید حلوای من رو بخورید
سونگمین: امیدوار نباش چون میخونه
ای ان:پس همین الان حلالم کنید
سونگمین:باش نگران نباش حلال کردم
هان:حلالت
ای ان: ولی من هنوز زندم😐
هان: ولی قراره بمیری ☺️
ای ان:...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
- ۱۶.۵k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط