{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت85۷
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_جالبه...
_/پوفف...ملی پلنت چیه؟!
~هیچی شاهین میاد دیگه الان ...
_احمق شاهین بیاد میدونی چی میشه؟!
~اره کاری نمیتونم بکنم ...ارمی میخوام بخوابم ساکت باش...
_/نه الان نمیخوابی وایسا صاحبت بیاد ضعیفه ببینه سالمی...
~گمشو بابا به تو چه مردک ...ضعیفه ام خودتی ...کدوم دهه زندگی میکنیم؟!
در شکست ارمانو و امیر ارمین اومدن داخل...مرده ترسیده اسلحه شو برداشت گرفت سمت سرمون...
ارمان_/بندازش...
ملیکا_اقا بشینین مثل ادم معامله کنین بالا سر منم داد نزنین...میخوام بخوابم ...الانم شاهین میاد این وسط اونو کم داریم...
امیر:چقدر تغییر کردی...
_من تغیری نکردم...فقط خوابم میاد ...انقدرم از این اتفاقات مشابه افتاده عادت کردم...
ارمین:حرفش منطقیه...چی میخوای ...
_پول! دلار...
ارمان:چقدر...
_/۱۰۰ میلیون دلار...
ارمان:همین؟!باشه
ملیکا:مردک خر ما اینقدر میارزیم؟! کم گفتی احمق...ببین بلد نیستی دیگه...ما از ۱۰۰۰تا کمتر نمیایم...
_عام اره همونی ک میگه...
امیر:ملی!!!خوبی عزیزم؟!
_/این همه زحمت کشیده بنده خدا ...میدونی چقدر سخته؟
ارمین: ۱۰۰۰ تا کافیه دیگه!؟
_/اره ...
ارمان:خب پس ما میبریمشون...
_/اول دلارا...
ارمان:خیلی خب...احمد اون کیفو بیار‌‌‌...
ارمان کیفو باز کرد ...دلارا برق میزدن...مرده چشاش برق زد...
_بازشون کن...
مرده سریع مارو باز کرد...امیر ملیو بغل کرد...رفتم پیش ارمان...
کیفو دادن...نشستیم تو ماشین...
دیدگاه ها (۹)

پارت858رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسند...

تازه خیلی هنر کنی وسط سوتی ندی داستان لو بره...😂🔪

امیدوارم حال دخترامون خوب بشه...؟!💔

پارت85۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط