{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔹 〰 〰

🔹 〰 〰
به جای چشمان تو ...
ساعت ها به پنجره ای خیره میمانم
که پشت ان ،دیوار است ...
دستانم به ان دیوار نمی رسد
تا تو را نقاشی کنم
من درد کشیدن را خوب بلدم ...
از یک حبس شده ی پشت دیوار ، که تا دیروز چشمان اورا در حوضچه قلبش ،سایه ی ماه میکشید ...
انتظار چوب خط های ازادی روی دیوار نبود ...

#بانوی_صاد
دیدگاه ها (۳)

بگذار بگویم چه شد؛من عادت به نداشته ها داشتم.تا سر و کله ات ...

برای یک روز هم که شده ؛ دنبال چیزهایی که نداری نرو !از چیزها...

➰ آتش عشقکه باغیست برای دگرانآتشی زد به گلستانم وجان و جگرمخ...

تکاپو پارت 6=هندرسون,فرشته ی نجات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط