🔹 〰 〰

🔹 〰 〰
به جای چشمان تو ...
ساعت ها به پنجره ای خیره میمانم
که پشت ان ،دیوار است ...
دستانم به ان دیوار نمی رسد
تا تو را نقاشی کنم
من درد کشیدن را خوب بلدم ...
از یک حبس شده ی پشت دیوار ، که تا دیروز چشمان اورا در حوضچه قلبش ،سایه ی ماه میکشید ...
انتظار چوب خط های ازادی روی دیوار نبود ...

#بانوی_صاد
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

ادامه پارت ۷صدای قدم.جیمین سریع مارال را کشید پشت گلخونه. پش...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 27{عقب بمون} دستش را روی دیوار گ...

پارت پنجم: «خط و نشان در سایه»نور قرمز هشداردهنده روی دیواره...

( last minute )

پارت 59

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.38 (روایت از زبان جون...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط