{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره به دختر گفت,اگه منو دوست داری جسمتو در اختیارم.بذار,

پسره به دختر گفت,اگه منو دوست داری جسمتو در اختیارم.بذار,دختر گفت,پدر ومادرو چی؟خدا چی؟آبرو وعزتم چی.پسر گفت پس دوستم نداری,پس عشق من برای تو ارزش ندارد ,تو به فکر چیزهای پیش پا افتادای.
دختر لبخندی زد گفت,خب بیا ازدواج کنیم تا دل هیچ کسی رو نشکنیم ,پسر جواب داد کمی امروزی فکر کن این حرفها برای نسل قدیم است ما میتوانیم هم خونه باشیم,دوست وهردو هم عشقمان را به هم ثابت میکنیم
دختر لبخند تلخی زد وگفت,من بالاترین عشق را دارم نه به تو به خدایم به پدر ومادرم وهیچ وقت هم به این عشقهایم خیانت نمیکنم عشق تو عشق نیست هوس است زیرا عاشق حقیقی هیچ وقت به معشوقش خیانت را نمی آموزد واز او طلب آبرویش را نمکند
دیدگاه ها (۴)

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

چند پارتی پارت ۵ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر چند ثانیه فق...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط