{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
.

یک روز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم
.

شب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی، من بی قرارت نیستم
.

پاییز تو سر می رسد، قدری زمستانی و بعد
گل می دهی، نو می شوی، من در بهارت نیستم
.

زنگارها را شسته ام، دور از کدورت های دور
آیینه ای رو به توام، اما کنارت نیستم
.

دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلا "من"ی در کار نیست، اَمنم، حصارت نیستم ...
دیدگاه ها (۱)

ده سال بعد از سال این روزامبا کافه های بی تو درگیرمگفتم جهان...

سکوت هم که می کنمچیزی " ناگهان" متولد می شود حافظه ام تاریخ ...

گذشته در چشمانم مانده استعبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه...

****

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستما...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط