روزی درخزان پرستویی دیدم درحال مهاجرت به اوگفتم چون به دی
روزی درخزان پرستویی دیدم درحال مهاجرت به اوگفتم چون به دیاردوست می روی به اوبگودوستش دارم ومنتظرش میمانم بهارسال بعدپرستونفس زنان آمدو گفت دوستش بدارولی منتظرش نمان
- ۸۴۳
- ۱۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط