{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را به روی قاصدک بی قرار باز کردقاصدک روی شانه دختر

پنجره را به روی قاصدک بی قرار باز کرد.قاصدک روی شانه دخترک نشست و با او گفت
خدا زیبایی را آفرید وآن رابه فرشته ای به نام زن سپرد
راستی
با امانتی که خدا به تو سپرده بود چه کار کردی؟
دیدگاه ها (۳)

چشـم ها هـمه نـاپـاک …! امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، ط...

خواهـــــرم …سر دفتر صفحات قلبت رابه ایمان وتسلیم وحیا زرین ...

نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛اینکه فرمودند: ...

.بسم اللّــہاَلَّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیِڪــَ الفَرَج::::::::::...

پارت ۲۱۵تهیونگ دست دراز کرد و دکمه های پیراهن او را باز نمود...

( عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۸تند بدون حرفی دوید سمت راه رو ....

بیب من برمیگردمپارت: 117جونگکوک بعد از اینکه سفارش داد نشست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط