بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت: 117

جونگکوک بعد از اینکه سفارش داد نشست گوشیشو از جیبش برداشت و یکم مشغول شد که یهو یه صدایی از پشت گوشیش اومد
_ سلام جیهوپ خوبی
_ فدات منم خوبم
_ چیکارش کردی
_ هیچی کلی شکنجش دادیم میخوای ببینی ؟
_ اره میخوام به جنی نشون بدم که نگاه کنه
یهو جونگکوک گوشیش رو سمت من گرفت داشت با جیهوپ حرف میزد
جیهوپ تا منو دید دوربین رو برگردوند سمت یه نفر
اون یه زن بود دست و پاهاش بسته شده بود و به بدترین شکل ممکن شکنجه شده بود
تعجب کردم یه نگاه به جونگکوک کردم و دوباره به گوشی خیره شدم و گفتم
+ جیهوپ چیکارش کردی ؟
_ هیچی زنداداش فقط جونگکوک سپرد این خانم رو شکنجه کنیم
+ جونگکوک این زن کیه؟
_ همون کسی که امروز تو دامپزشکی اون کار رو کرد
چشمام برق زد یعنی جونگکوک واقعا این کار رو برای من کرده ؟ خیلی عجیبه
گوشی رو به سمت جونگکوک گرفتم و سرمو انداختم پایین
جونگکوک گوشی رو قطع کرد و چونمو گرفت و اورد بالا و گفت
_ من بخاطر تو هرکاری میکنم یادت باشه
دیدگاه ها (۳)

بیب من برمیگردمپارت : 118گارسون سفارشامونو اورد و مشغول خورد...

بیب من برمیگردمپارت : 116گونه مادر جون رو بوس کردم و پوتین ه...

بیب من برمیگردمپارت : 115زن عموی جونگکوک بلند شد و گفت _ جون...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁸جونگکوک: خودت متوجه خطایی که کردی شدی.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط