پارت ۲۱۵

پارت ۲۱۵

تهیونگ دست دراز کرد و دکمه های پیراهن او را باز نمود سپس پیراهن را از شانه های خیس او پایین انداخت .. بدون توجه به بدن برهنه همسرش و لباس زیر ستی آبی رنگ که در آن بدن برهنه و خیس اندام تراش او به شدت زیبا ضغر میزد
حوله را برداشت قسمتی از سمت شکم و بازو هایش را همراع با حوله لمس کرد .. دخترک سر خم کرد و روی شانه او گذاشت .. ولی تهیونگ بود که تند گفت : یه لحظه صبر کن .. و بازم سر او را با اجبار بلند کرد حوله را سمت گردن او برد و کمی از بدنش را خشک کرد سپس دیدش روی زخم گردن او افتاد .. غمگین و بی اختیار غم شد و بسیار آرام روی ترقوه اش را بوسید خیلی نرم و با برخورد کم از لب و بدن ..
دخترک لحظه ای پلک روی هم گذشته تا میخواست سرش را روی شانه او بگذارد باز هم مردش آروم گفت : یه لحظه..
سپس تی‌شرت را سمت گردن او برد و از سر گردن پایین کشیدن مین جی اخم کرد درست مثل بچه ای سه یا چهار ساله ..
تعیونگ موهای دور گردن او را جمع کرد و دوباره رهایش نمود .. لبه های تی‌شرت را پایین کشید سپس شلوار پاچه گشاد را سمتش گرفت ولی در کمال خستگی دخترک و با لحن آرامی گفت : ترو خدا نمی‌خواد ..
تهیونگ با لبخند رضایت داد سپس از روی میز بلند شد و پایین میز ای که تنها یک وجب تا زمین فاصله نداشت خم شد وزانو زد ..
با همان حوله نیم خیس از مچ پاهای همسرش کشید .. این گونه بازم پلک های آروم و لرزپه مین جی روی هم گذاشته شد و تهیونگی که بازم به یاد اسم طلاق نفسش بند میماند ..
آروم سمن روم های برهنه و مثل پنبه او کشید و خشک شوند ان حوله را روی میز کناری گذاشت : ببینم سردت که نمیشه ؟
مین جی بازم سر خم کرد تا روی شانه او بگذارد ولی تهیونگ بازم مانع شد و نگران گفت : بگو دیگه .. مین جی اخم کرد و تورم مظلوم سری به نه تکون داد تهیونگ نفس عمیقی کشید و مهربان لبخند زد سپس دستش را زیر زانو های برهنه او کشید و دست دیگرش دور کمر .. در اندازه یک پر بلندش کرد سپس روی تخت گذاشت مین جی با عشق دست هایش را از دور گردن او باز نکرد .. نگاه عاشقانه و بیش از حد شیرین را بهم دوخته بودن تهیونگ انگار نمی‌خواست دستانش را بردارد و مین جی هم همین طور .. تا اینکه این مین جی بود نگاه ریزی را ازش دزدید ..
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

قسمت هفده

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۸ویو راوی نورا با ...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

[چند پارتی]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط