{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو فکرش را بکن !!

تو فکرش را بکن !!
از شهری که
بهار و پاییزش
تابستان است ،
بخواهم
این آبان
تو را به من قرض دهد ...
یا حتی
به آسمانی که نمی فهمد
" آب کم است ،
خیلی کم ! "
نگاه کنم و بگویم
من عاشقم !
خیلی عاشق
او را سهم دیگری نکن ....
می دانی ؟
این روزها هیچ چیز سر جایش نیست !
حتی قلبی که توی سینه ی من است
اشتباهی برای تو می تپد
حالا تو فکرش را بکن !
در این میان
اشتباهی تو را قسمت من کنند ...
یا تو اشتباهی در میان جمعیت
دست من را بگیری !
کاش این جا به جایی ها
فقط جوی نبود
کمی هم قلبی بود...
آن وقت تو راحت تر می توانستی
به تمام این حرف ها فکر کنی ....
دیدگاه ها (۳)

گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم فقط لبخندی کش دار و تلخ...

بارانی کهامروزِ چشمانم را گل‌آلود کرد،دیروزِ پنجره‌ام رااز گ...

اِی "عــــــشق .."" بِزَن اسمِ مَرا خَط زِ کتابَت ..!! " مَ...

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنمابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط