{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحفه ی دفترت کاریکاتوریست از من

صحفه ی دفترت کاریکاتوریست از من

که حماقتم را چند برابر کشیدی

این چهره ی شریف عشق است

بارها قسم خوردم

که

تو

کاشف عنصر خیانت بودی و

من

موش آزمایشگاهی کشف های هرزه ی تو

شیمیایی ‌ِ ذهنت مادرزادی ست

من بدون ماسک در هوای تو نفس کشیدم

موج منفی نگاهم تمامی ندارد

تو هی بخند... درمان سرگیجه ی من دست تو نیست

کیمیاگری را می شناسم

به اندازه ی دردهای من

داروهای شفابخش دارد

افسوس فرسنگ ها از او دورم

سیاه شدم

طعم مهره ی سوخته

در یک جمعه ی نیمه کاره

نقابم را برمی دارم

با یک حرکت

از این بازی بیرون می روی

من به مات شدن تو

بلند بلند می خندم!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

رسوب خاطره هایمان رسوخ می کند امروزدرباقیمانده ی روح ترک خو...

صدای تو می آید ازپشت سکوی ذوق نگاهم پرشی می شوی در رکود احس...

حالم خوب استباور کنشکوفه های پشت پنجره هم می داننددلم را با...

روبه روی مندرمقابل تمام دلتنگی هاجلوی همه ی بی قراری هاو جزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط