{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كاش

كاش
خوب نگاهش مي كردم
چشم هايش را به ياد ندارم
و رنگ صدايش را
كاش خوب گوش مي كردم.
من از تمام او
دست كوچكش را به خاطر مي آورم
آن پرنده ي سفيد را
كه بي تاب رفتن بود
دستم را كه باز كردم
براي هميشه پريد.
دیدگاه ها (۱)

یک پیاده رووسطِ عصر جمعه می‌خواهم...که شانه به شانه‌ات تمام ...

کاش گوشه‌ای از این شهر شلوغ کمی، دورتر از هیاهو‌های مهیب،یک ...

بیدار شوبیدار شوبه جز من و توو این گنجشک سپیده دمیهیچکس در ج...

دلتنگی هایِ منشب ها هم بیدار استمثل کودکی بازیگوشاز رویایی ب...

#دوستی_اجباری #پارت_۲۴( * سه روز بعد * )هنوز نتونسته بودن خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط