ماه نشست کنارم زل زد به آسمان بدون خودش .... هر که بود گریه می کرد ! من هم ... چشم هایم را آویختم به شانه های بی ماه آسمان ! خواست شعر شود ، باران شد ! | معصومه صابر |
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.