{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده زبیداد زمان کز شاخه جدا بود،

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده زبیداد زمان کز شاخه جدا بود،

چو زگلشن رو کرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود !
دیدگاه ها (۱)

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

مردی که در کنارم بود

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

part :۲۰ویو ات:یک دفعه به صورت پسر مو طلایی نگاه کردم دیدم ا...

نام علمی: #Achillea_millefoliumنام رایج در ایران: بومادرانتی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 215♡⁠。⁠)صبحانه ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت: ۱10 سپتامبر 2024«گمشده.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط