{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده زبیداد زمان کز شاخه جدا بود،

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده زبیداد زمان کز شاخه جدا بود،

چو زگلشن رو کرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود !
دیدگاه ها (۱)

ابوعلی سینا در اشارات در باره زاهد و عابد و عارف می‌نویسد: «...

یک چشم زدن غافل از آن ماه مباشید، شاید که نگاهی کند آگاه نبا...

بهشت مکان نیست، زمان است،زمانی که اندیشه های مثبت، و میل به ...

ای عزیز! مبتدی صاحب خلوت است،و منتهی صاحب عزلت؛خلوت آن است ک...

اول : یک گیاه داره تلاش می‌کنه انسان باشه ، ولی نمی‌داند این...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب ملک را زین مصیبت اشک غم در دامن اس...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط