{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موقعی که بهوش اومدم توی یدونه اتاق بودم رفتم دم در اتاق

موقعی که بهوش اومدم توی یدونه اتاق بودم رفتم دم در اتاق جیغ زدم و گریه کردم
ا.ت: کسی اینجا نیست (با گریه و داد)
یهو در باز شد رفتم عقب اشکامو پاک کردم دیدم نامجون
نامجون: هیسسس من پیشتم چرا گریه میکنی
ا.ت: ت تو منو دزدیدی
نامجون: فکر نکنم به این بگن دزدی کسی که مال خودشه بیاره یه جای دیگه دزدی نمیشه
ا.ت: میتونستی بدون اینکه بیهوشم کنی منو ببری(با کمی گریه)
نامجون: حالا که اتفاقی نیوفتاده بیا یه چیز بخوریم لباستم عوض کن
ا.ت: نامجون
نامجون: بله
ا.ت: اینجا لباس برای من داره
نامجون: آره تو اتاقت پیشه منه سعی نکن فرار کنی وگرنه تنبیه میشی
ا.ت: اگر فرار کنم پیدام نمیکنی
نامجون: مافیا ها میتونن هر کسی که بخوان رو حتی از تو قبرستون پیدا کنن
ا.ت: چ چی م مافیا تو مافیایی
نامجون: آره خواستم بدونی
ا.ت: یعنی من عاشق یدونه مافیا شدم
نامجون:آره


سعی کردم ازش فاصله بگیرم بهش گفتم چیزی نمی‌خورم من از مافیا ها میترسیدم رفتم اتاق نامجون و رو تختش دراز کشیدم به این فکر کردم که باید یه راه برای فرار پیدا کنم بعد از چند ساعت فکر کردن رفتم پیش نامجون میخواستم شیطونی کنم برای همین رفتم پیشش داشت فیلم های مثبت ۱۸ میدید رفتم روی پاش نشستم خواستم از روی پاش بلند بشم که دستمو گرفت
نامجون: همینجا میشینی باهم فیلم می‌بینیم
ا.ت: آخه
نامجون: هیسس همینجا روی پام میشینی

شیطونیم دوباره فعال شد لبشو آروم بوسیدم
داشتم تحریکش میکردم که خواستم لبمو از لبش جدا کنم که نزاشت وحشیانه لبمو مک زد
نامجون: بیبی گرل شیطون شدی هه
ا.ت: تو پریشب من جر دادی امشب دیگه نه (خندیدی)
نامجون: اوکی
دیدگاه ها (۱)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو کازتورا پارت اخر

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط