{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نور آفتاب از پنجره تو اتاقو روشن کرده بود

نور آفتاب از پنجره تو اتاقو روشن کرده بود
چشمامو باز کردم که جونگکوک رو دیدم که بدون لباس کنارم خوابیده بود.
داشتم به بدن ورزیدش که تو خواب از هروقت دیگه ای قشنگتر شده بود نگاه میکردم که حس کردم گرمم شد.
سرمو چرخوندم تا دیگه به بدنش نگاه نکنم که چشمم به ساعت افتاد.
ساعت 8:30 بود خواب دیگه بس بود.
از رو تخت بلند شدم که یهویی جونگکوک دستمو کشید که روش افتادم.
چشمام از شوک داشت بیرون میزد
_"تمام این مدت بیدار بودی؟"
سوالم از روی شوکی بود که بم وارد شده بود
+"یعص، بیدار بودم و می دونستم که داشتی از دیدن بدنم لذت می بردی، درسته؟؟"
در گوشم گفت:"میتونم حس کنم که وقتی اینو گفتم گونه هات سرخ شد،اشکالی نداره میتونی راحت لمسش کنی، همش مال خودته"
_"یاهو"
+"کارای عجیب و غریب،احمق کوچولوم"
+"هروقت صبحانه آماده شد آماده میشم"
_"باشه"
خواستم بلند شم که دوباره دستمو کشید و انداخت رو تخت
گیج بهش نگاه کردم.
"اوه بوسه صبحگاهی من چی شد؟"
خندیدم و لبهاش رو کوتاه و آروم بوسیدم،اما کمرمو گرفت و به خودش نزدیک کردو عمیق لبامو بوسید
من خیلی خوشحالم که دوست پسر شیرین و خوشگلی مثل جونگکوک دارم.


اگه دوست داشتید پیج اینستا زیر رو فالوو کنید ماله خودمه پر از وانشات،فیک،سناریو و.... باحال و فوق العاده خفن از
گات سون و بی تی اس
https://instagram.com/k_pop_imagine?utm_source=ig_profile_share&igshid=1cbsktk95q63r
دیدگاه ها (۸)

나는 내 결정을 후회하지 않는다______________من از تصمیمی که گرفتم پشیمون ...

اپ اینستای یوگیوم😇 😘

کیوتمون😍 💫 بنظرتون سویون شبیه شیومین نیس؟؟؟؟

☆راند اخر☆part 13جونگکوک: اگه اذییت شدی بگو ات: نه خوبم جونگ...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³¹جونگکوک: هیسس بیا استراحت کنیم.ه...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم فردا صبح از دید ا/ت +با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط