{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+بیا خودت باعث میشی که باهات بد رفتار کنم

+بیا خودت باعث میشی که باهات بد رفتار کنم
+یه لباس انتخاب کن،،،اونجا هام احمق بازی در نیار
بلند شد ورفت سمته در
+خوب اماده شو یونا
در رو بست

دستت رو روی موهات فرو بردی
_اففف ای خدا حالا چی کار کنم چطوری از این جا برم



(داشتی خودتو اماده میکردی،،)
_یه کاری میکنم،امشب به این خونه ی کوفتی بر نمیگردم(نخشه ی فراری نداشتی چون تاحالا خونه شونو ندیده بودی ولی یه لباس مناسب پوشیدی تا هرموقه وخت گیر اوردی فرار کنی)
تهیونگ اومد تو
+اماده ی؟
_اهم
+بیبی،تو خوشکل ترینی
_میشه زود تر برم
+اوکی بیبی
سوار ماشین شدید
به دقت راه های که میرفت رو نگا میکردی تا راه فرار رو پیدا کنی
تو فکر بودی که با صدای ته به خودت اومدی
+رسیدیم
_ها..ا..باشه


پارت ۲۴
دیدگاه ها (۹)

پیاده شدید رفتید تو خونشون خیلی بزرگ بود خدمتکار:بفرمایید_+م...

●پس بیا بریم یونا_عا..ب..باشهبلند شدی +زیاد طول نگشه باید بر...

چند تا قرس رو توی دستت گذاشتی میخاستی انجامش بدی ولی میترسید...

رفتی و دمباله گوشیت گشتی ولی نبود_اههه لعنتی حتمن با خودش بر...

رمان مثلث عشقی

part:¹⁰ #: اِم دلی...

من این سناریو رو دیدم و یکم فانتزیش کردم تغییرش دادم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط