{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان گریه هایم,

در میان گریه هایم,

همچو یک شمع مذابم....

در میان آرزوها,

چون کویری در سرابم.....

چشمه ای خشکیده از امواج آبم,

من سرودی در گلو بگرفته از غم....

من چو فانوسی با طاق بیکسی ماوا گرفتم,

شمع بی نورم که در فانوس جانم جا گرفتم.....

قوی تنهایم که در تنهایی خود,

رفته ام از یاد یاران دیر سالیست.....

مرغ غم در جان من خوش کرده منزل,

وای بر من...............

وای بر دل ...............
دیدگاه ها (۵)

میدانی.... دیشب در عمق تنهایهایم.... در سکوت پایان ناپذیر ات...

يه روزي ميشه،صبح از خواب پا ميشي،گوشيتو ور ميداري ميبينی pm ...

دیریست که نه شعر... نه روایت خاطره ها از سفر گذشته ها... ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست, بی وضو در کوچه لیلا نشست.... عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط