{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

‏ بــاور نمی‌کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می‌گـرفـتـنـد

‏ در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

رفــتــم کـنــارش، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!‏

‏ پـرسـیـد: شعـرت را نمی‌خـوانی؟ دلم رفت

مـثـل مـعــلـم‌ها بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

‏ مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــن از دیــار «مـنــزوی»، او اهــل فـــردوس

‏ یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

ای کاش آن شب دست در مویش نمی‌بـرد

‏ زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

ای کـاش اصلاً مـــن نمی‌رفــتـم کــنــارش

‏ امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت‏

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

‏ دیـروز طـوفـان شد، چه طـوفـانی... ( ) رفت!!!

کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۵)

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت‏ بــاور نمی‌کــردم ...

دلم رفت ...در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفتباور نمی کردم به ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت ‏ بــاور نمی‌کــردم...

در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفتباور نمی کردم به آسانی دلم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط