{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد

در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!

پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس

یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد

زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش

امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی دلم رفت




از : کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۰)

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت‏ بــاور نمی‌کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت‏ بــاور نمی‌کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

دلم رفت ...در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفتباور نمی کردم به ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت‏ بــاور نمی‌کــردم ...

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت‏ بــاور نمی‌کــردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط