P⁷
Jungkook/
رفتم روبه روش نشستمو دستامو قاب صورتش کردم
_ ببین یونا من نمیخوام باهات بیجور دیگه صحبت کنم ولی تو محبورم میکنی. پدرت تورو بهم داد یا بهتره بگم باخت! پس دیگه مال منی.
ازم جدا شد و رفت سمت در
حس کردم داره گریه میکنه ولی اهمیتی ندادم.
......................................
Youna/
داشتم خفه میشدم مرگ رو به زنده موندن ترجیح میدادم . خدمتکار گفت از این طرف و در اتاق و باز کرد و با اشاره بهم گف ک برم داخل.
= بیا تو دخترم
سرمو تکون دادم و وارد شدم
= خوبی دخترم؟
+ بله
= فک کنم قضیه رو میدوین دیگ منو بابات؟
سرمو ب نشانه تایید تکون دادم و رفتم رو کاناپه نشستم
= ببین دخترم ، پدرت از وقتی ک مادرت فوت کرد با من کار میکنه یعنی من تورو از بچگی میشناسم دختر مودب و سر ب زیری هستی میدونم پدرت تو رو اذیت میکردو کتکت میزد ولی من مثل اون نیستم مطمئن باش برات هیچگونه آسیبی وارد نمیکنم و نمیزارم این اتفاق بیوفته.
هیچ کرفی نمیزدم. دام میخواست بگم ک پسر عوضیت چن بار روم دست بلند کرده ولی ولی حیف .
= این زندگی میتونه برات بهترم باشه. نگران نباش پدرت هیچ کاری نمیتونه بکنه و نمیتونه هیچ آسیبی بهت بزنه اگه ادامه تحصیل هم میخوای چشم ب روی چشم.هرچی تو بگی من اونم واست فراهم میکنم با پسرم جونگ کوک هم ک آشنا شدی. قراره بتهم ازدواج کنین. از فردا هم میرین خونه کوک مستقل میشین
یکم مکث کرد
= میدونم سخته دخترم ولی باید بهش عادت کنی اگ حرفی نداری میتونی بری
بدون هیچ حرفی رفتم بیرون به خدمتکار گفتم
+ میشه بگین سرویس بهداشتی کجاس؟
~پله هارو برین سمت چپ در سفید رنگ
+ممنون
رسیدم ب سرویس بهداشتی و درو قفل کردم.
بی صدا گریه میکردم
چرااا چرااا اخهههه ....
رفتم روبه روش نشستمو دستامو قاب صورتش کردم
_ ببین یونا من نمیخوام باهات بیجور دیگه صحبت کنم ولی تو محبورم میکنی. پدرت تورو بهم داد یا بهتره بگم باخت! پس دیگه مال منی.
ازم جدا شد و رفت سمت در
حس کردم داره گریه میکنه ولی اهمیتی ندادم.
......................................
Youna/
داشتم خفه میشدم مرگ رو به زنده موندن ترجیح میدادم . خدمتکار گفت از این طرف و در اتاق و باز کرد و با اشاره بهم گف ک برم داخل.
= بیا تو دخترم
سرمو تکون دادم و وارد شدم
= خوبی دخترم؟
+ بله
= فک کنم قضیه رو میدوین دیگ منو بابات؟
سرمو ب نشانه تایید تکون دادم و رفتم رو کاناپه نشستم
= ببین دخترم ، پدرت از وقتی ک مادرت فوت کرد با من کار میکنه یعنی من تورو از بچگی میشناسم دختر مودب و سر ب زیری هستی میدونم پدرت تو رو اذیت میکردو کتکت میزد ولی من مثل اون نیستم مطمئن باش برات هیچگونه آسیبی وارد نمیکنم و نمیزارم این اتفاق بیوفته.
هیچ کرفی نمیزدم. دام میخواست بگم ک پسر عوضیت چن بار روم دست بلند کرده ولی ولی حیف .
= این زندگی میتونه برات بهترم باشه. نگران نباش پدرت هیچ کاری نمیتونه بکنه و نمیتونه هیچ آسیبی بهت بزنه اگه ادامه تحصیل هم میخوای چشم ب روی چشم.هرچی تو بگی من اونم واست فراهم میکنم با پسرم جونگ کوک هم ک آشنا شدی. قراره بتهم ازدواج کنین. از فردا هم میرین خونه کوک مستقل میشین
یکم مکث کرد
= میدونم سخته دخترم ولی باید بهش عادت کنی اگ حرفی نداری میتونی بری
بدون هیچ حرفی رفتم بیرون به خدمتکار گفتم
+ میشه بگین سرویس بهداشتی کجاس؟
~پله هارو برین سمت چپ در سفید رنگ
+ممنون
رسیدم ب سرویس بهداشتی و درو قفل کردم.
بی صدا گریه میکردم
چرااا چرااا اخهههه ....
- ۱۴.۶k
- ۱۰ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط