{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه تو خیابون یه پسررو دیدم که یه شلوار کتان سفید و یه پیر

یه تو خیابون یه پسررو دیدم که یه شلوار کتان سفید و یه پیراهن سفید پوشیده بود ... از روی پیراهنشم یه جلیقه ای پوشیده بود که معلوم بود یه طرفشو یه نفر طرف دیگشم یه نفر دیگه گرفته بوده بعدم با تلاش بسیار این دو سر جلیقرو به هم رسونده بودن ... اصن یه وضی بود
.
.
.
آخه پسر خوب...اگه میبینی طرف جلیقه دوست داره یه اندازشو تنت کن...:)
دیدگاه ها (۶)

سلام بچه ها . مهربون دوست جدید ویسگونیه.لطفا لایکش کنید.برای...

شبتون پرستاره...........♥♥♥

روزی در برگه تقویم خواهند نگاشت تعطیل رسمی – روز ظهور حضرت ...

من یه دخترم اگه خودمو لوس نکنم اگه باهات قهر نکنم و ناز نکنم...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

KIM V

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

پارت ۲۳:و بعد از اجرا مردم رفتن و ما هم رفتیم پشت صحنه (میدو...

پارت شیشدوست‌پسر‌قراردادینشستیم‌روی یکی از میزا کم کم بچه ها...

پارت۲۳نفس ارتین در خونه رو با ز کرد و با خم رفتیم تو من:وایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط