{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس می کنم

احساس می کنم
جنگل
به طرف شهر می آید
احساس می کنم
نسیم در جانم می وزد
احساس می کنم
می شود
در رودخانه آسفالت پارو زد و
قایق راند
همه این احساس ها را
عشق تو به من بخشیده است

رسول_یونان*
دیدگاه ها (۴)

زندگی در ورایِ بودن !... نمی دانم ریشه ام در زمین بود ...

دور از نرسیدن هاخدا باید کافه ای بزندبه اندازه ی تمام تنهایی...

هر شب که می‌خواهم بخوابممی‌گویمصبح که آمدی با شاخه‌ای گل سرخ...

هوای خواب ندارددلی که کرده هوایت...حسین_منزوی*

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.10(از زبون نویسنده: حالا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط