{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی بازمی گردی

روزی بازمی گردی
تا رنگ های رفته را
به زندگی ام بازگردانی
روزی دیر
آنقدر دیر که می ترسم
در میان سطرهای غبار گرفته
از یاد واژه ها هم رفته باشی



از : میلاد خان میرزایی
دیدگاه ها (۱)

گمان مبر که همیشه صبور و خونـسردم همیشه سخت و مقاوم شبیه یک ...

کنار من که قدم می‌زنی هوا خوب است پر از پریدنم و جای زخم‌ها ...

چـﮧ زود در حــوالی خیــــال مـن گـم می شــوی و چـﮧ دیــ...

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی عمی...

سهراب سپهری

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

~🐻🍂 آپدیت اکانت مجله Dazed😭💋— برای کسی که زندگی‌اش جلوی چشم ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

CAPTURED IN PARIS

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط