پزشکبودن فقط سخت نیست چون هرکس از لحظهای که گوشی پزشکی
پزشکبودن فقط سخت نیست چون هرکس از لحظهای که گوشی پزشکی با او تماس پیدا میکند، تو را هر آنچه از آن به بعد به سرش میآید میداند!
پزشکبودن فقط سخت نیست چون گاهی میمانی کیفیت را برای مریضت انتخاب کنی یا کمیت را .... به رفرنست اعتماد کنی یا قلبت...
پزشکبودن فقط به این دلیل سخت نیست که وقتی پشتمیز مطبت نشستهای، باید نگرانیهای خودت را دور بریزی و نگران دیگرانی باشی که شاید اولینبارت است در زندگیات، آنها را ملاقات میکنی...
پزشکبودن فقط به خاطر این سخت نیست که گاه مسوول دادن بدترین خبرهای ممکن به انسان دیگری شبیه خودت میشوی...
فقط به این دلیل سخت نیست که میبینی با این همه خواندن چقدر حقیری و نمیتوانی با چند سلول سرطانی بجنگی و گاه حتی از معالجه عزیزترینهای خودت عاجزی....
پزشکی خیلی سخت است چون چه روپوش سفید تنت باشد چه نه، چه در بیمارستان باشی چه در مطب، چه در خانهات چه در خیابان یا بانک یا هر جای دیگر، همیشه باید بهترین و کمخطاترین باشی. خطاهای همه زود کمرنگ و خطاهای تو خیلی زود پررنگ میشوند. حتی اگر نخواهی پزشک هم باشی، باز هم پزشک هستی، حتی آخر قصهات، روی سنگ مزارت هم لقب و عنوان «دکتر» را یدک میکشی. هر جا باشی، فقط خودت آنجا نیستی، همه همکارانت آنجا هستند و هر خطای تو خطای همه آنان است. همه چشمها به سمت توست تا از تو بیاموزند یا خطاهایت را شکار و نقد کنند... تو باید بهترین باشی تا بیمارانت حرفهای تو را بهتر از همه بهخاطر سپارند.
پزشکبودن سخت است چون به قول یکی از استادان دوستداشتنیام «باید حکیم باشی، نه فقط پزشک»
پزشکبودن فقط سخت نیست چون گاهی میمانی کیفیت را برای مریضت انتخاب کنی یا کمیت را .... به رفرنست اعتماد کنی یا قلبت...
پزشکبودن فقط به این دلیل سخت نیست که وقتی پشتمیز مطبت نشستهای، باید نگرانیهای خودت را دور بریزی و نگران دیگرانی باشی که شاید اولینبارت است در زندگیات، آنها را ملاقات میکنی...
پزشکبودن فقط به خاطر این سخت نیست که گاه مسوول دادن بدترین خبرهای ممکن به انسان دیگری شبیه خودت میشوی...
فقط به این دلیل سخت نیست که میبینی با این همه خواندن چقدر حقیری و نمیتوانی با چند سلول سرطانی بجنگی و گاه حتی از معالجه عزیزترینهای خودت عاجزی....
پزشکی خیلی سخت است چون چه روپوش سفید تنت باشد چه نه، چه در بیمارستان باشی چه در مطب، چه در خانهات چه در خیابان یا بانک یا هر جای دیگر، همیشه باید بهترین و کمخطاترین باشی. خطاهای همه زود کمرنگ و خطاهای تو خیلی زود پررنگ میشوند. حتی اگر نخواهی پزشک هم باشی، باز هم پزشک هستی، حتی آخر قصهات، روی سنگ مزارت هم لقب و عنوان «دکتر» را یدک میکشی. هر جا باشی، فقط خودت آنجا نیستی، همه همکارانت آنجا هستند و هر خطای تو خطای همه آنان است. همه چشمها به سمت توست تا از تو بیاموزند یا خطاهایت را شکار و نقد کنند... تو باید بهترین باشی تا بیمارانت حرفهای تو را بهتر از همه بهخاطر سپارند.
پزشکبودن سخت است چون به قول یکی از استادان دوستداشتنیام «باید حکیم باشی، نه فقط پزشک»
- ۱.۹k
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط