{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من، برکه‌ای آرام بودم

من، برکه‌ای آرام بودم
تو، کودکی بازیگوش.
یک سنگ پراندی، رفتی

یک عمر
آشفته شد خواب‌اَم
*************

رضا کاظمی
دیدگاه ها (۲۲)

به بدرقه تو دست تکان دادم تنهایی به استقبال خودش تعبیر...

دوست داشتم بوته یاس ِ همسایه باشم... دیدنت را به رخ شمشادها ...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که ...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ست پشت پرچین من این سو همه اش...

خوابِ بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی ،بد...

سینه‌هایشان سپر شد تا هیچ گلوله‌ای خواب آرام لاله‌ها را آشفت...

⁨⁨⁨در زندگیم کاش غروری نداشتماری منی که طاقت دوری نداشتمشرمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط