{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


درد
چگونه مرا شناسایی کرد ؟
نه گل‌سرخی روی سینه‌ام‌ سنجاق کرده بودم
نه قرار ملاقاتی با او داشتم
فقط تلاش می‌کردم
خودم را از مخمصه‌ی
آخرین ردپای مردی که رفته است
بیرون بیاورم

#مرام_المصری
دیدگاه ها (۱)

‌از دست‌های منجز این ثمری نیستگاهی‌ ببارمگاهی‌ بمیرمگاهی‌اگر...

‌شب ها عجیب با خیال تو هم آغوش می شوم آنقدر که بوسیدنت تمامی...

‌با زمزمه ی تواکنون رخت به گستره ی خوابی خواهم کشیدکه تنها ر...

‌دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد؛ که مرا چاره درم...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

"لیا،دست و پا زدنات رو تموم كن و سرِ عقل بيا."اما نه تنها به...

سکوت پیست Part:³²+بابا چرا داری اینکارارو باهام میکنی تمومش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط