{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت این پنجره ی رو به شما می مانم

پشت این پنجره ی رو به شما می مانم
من همان مژده ی پائیز پر از بارانم
غزلم سهم شما بود که با یک لبخند
وازه ها را به لبت یخ زده می خندانم
دست را هم که تکانم ندهی می فهمم
چشم سیمای تو با پنجره را می خوانم
بی تو ته مانده آوارم و زخمم شعر است
شهر را توی خودم یک تنه می رقصانم
کاش می شد غزلی ؛ تن ناز تو زخم میکرد
کاش چو صد حربه به توبیخ تو در می ماندم

/ سعید
دیدگاه ها (۶)

نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته م...

نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته م...

نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته م...

مثل گلدان ترک خورده!

من به این حال بدی معتادم...به جنونی ابدی معتادمکار من زمزمه ...

مــیــشــود درد دلــم  را بــه تــو ابــراز  ڪــنــمــنــفــ...

تقدیم به مولا علی (ع): مثل تیری که خودش رو به هدف می آیدناخو...

شاید این شعر طولانی باشه اما فوق العاده اس حتما حوصله کنید و...

احمدرضا احمدی

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesمن خودم مرگ ِ خودم را به خودم فه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط