فهیمه سمت سمت دریا نرو بیا برگرد باد پیچیده توی روسری

فهیمه سمت # سمت دریا نرو بیا برگرد ، باد پیچیده توی روسری ات
نور مهتاب نقره می پاشد ، لای گل های چادر زری ات
فتح کن سرزمین چشمم را ، قبضه کن کشور نگاهم را
لشکر عشق را مسلح کرده ام ، به ابروان خنجری ت قسم
تا تو در آسمان غزلخوانی ، شعرهایم شبیه مهتاب شود
کهکشان با وجود مشتری اش ، شده بود مشتری ام
سمت ساحل نرو که می ترسم ، ماه در جزر خود فرو افتد
ساحل و موج های بی پروات ، می شود مبهوت رقص بندری ام
بنشین ماه من تماشا کن ( دست بردار از نتابیدن)
موج ها رقص نور می خواهند هیچ کس نیست در برابری ام

/ سعید
دیدگاه ها (۵)

می شود بی بهانه عمری را ، عاشق درد های هم باشیمدر غزل ها کمی...

پشت این پنجره ی رو به شما می مانم من همان مژده ی پائیز پر از...

گرپشت سکوت این پنجره ی باران زده ام بگشایم؛ توچه دانی که چه ...

متحرکوقتی تمام ساحل چشم تو بارانی استاحساس من زخمی تر از دری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط