فهیمه سمت سمت دریا نرو بیا برگرد باد پیچیده توی روسری
فهیمه سمت # سمت دریا نرو بیا برگرد ، باد پیچیده توی روسری ات
نور مهتاب نقره می پاشد ، لای گل های چادر زری ات
فتح کن سرزمین چشمم را ، قبضه کن کشور نگاهم را
لشکر عشق را مسلح کرده ام ، به ابروان خنجری ت قسم
تا تو در آسمان غزلخوانی ، شعرهایم شبیه مهتاب شود
کهکشان با وجود مشتری اش ، شده بود مشتری ام
سمت ساحل نرو که می ترسم ، ماه در جزر خود فرو افتد
ساحل و موج های بی پروات ، می شود مبهوت رقص بندری ام
بنشین ماه من تماشا کن ( دست بردار از نتابیدن)
موج ها رقص نور می خواهند هیچ کس نیست در برابری ام
/ سعید
نور مهتاب نقره می پاشد ، لای گل های چادر زری ات
فتح کن سرزمین چشمم را ، قبضه کن کشور نگاهم را
لشکر عشق را مسلح کرده ام ، به ابروان خنجری ت قسم
تا تو در آسمان غزلخوانی ، شعرهایم شبیه مهتاب شود
کهکشان با وجود مشتری اش ، شده بود مشتری ام
سمت ساحل نرو که می ترسم ، ماه در جزر خود فرو افتد
ساحل و موج های بی پروات ، می شود مبهوت رقص بندری ام
بنشین ماه من تماشا کن ( دست بردار از نتابیدن)
موج ها رقص نور می خواهند هیچ کس نیست در برابری ام
/ سعید
- ۱.۹k
- ۲۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط