{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را مسخره کردم که عاشق تفاله ی چای بود بعدها فهمی

مورچه ای را مسخره کردم که عاشق تفاله ی چای بود بعدها فهمیدم که خودم عاشق آشغالی بودم که شبیه آدم بود....
Heeh...vaghean
دیدگاه ها (۳)

حس قشنگیه یكی نگرانت باشه.. یكی بترسه از ا...

خواهشا بعد خوندن اين متن يه كم فكر كنيدپسري که خيلي دوست دخت...

ﺍَﮔـــﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ تَنهام!! ﻧــَـﻪ ﺁﺩﻡ ﺷُﺪﻡ ﻧﻪﺗُﻮﺑـــــ...

مورد داشتیم خانومه توگوگل سرچ کرده.قیمت سرویس طلای دخترخالم ...

بزارید یکم از سطح احساسی بودن و احمق بودنم بگم😿شاید مسخره با...

مهم

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

عاشقانه های شبنم

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

واااای بچه هااااا

پارت ۲ساعت ۱۲ ظهر_یونگی:بعد از دیدن جای تیغ رو دست،زخم های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط