می خواستم برایت یادگاری بنویسم
می خواستم برایت یادگاری بنویسم
قلم نداشتم
پر پرنده ای را کندم تا قلم شود
ورق نداشتم
تنه ی درخت عشق را کندم تا ورق شود
جوهر نداشتم
دستم را بریدم تا خون آن جوهرم شود
حال با تمام وجود می نویسم
دوستت دارم . ♥
با صداقت. ♥. بی نهایت ♥. تا قیامت
قلم نداشتم
پر پرنده ای را کندم تا قلم شود
ورق نداشتم
تنه ی درخت عشق را کندم تا ورق شود
جوهر نداشتم
دستم را بریدم تا خون آن جوهرم شود
حال با تمام وجود می نویسم
دوستت دارم . ♥
با صداقت. ♥. بی نهایت ♥. تا قیامت
- ۱.۱k
- ۰۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط