{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم برایت یادگاری بنویسم

می خواستم برایت یادگاری بنویسم

قلم نداشتم

پر پرنده ای را کندم تا قلم شود

ورق نداشتم

تنه ی درخت عشق را کندم تا ورق شود

جوهر نداشتم

دستم را بریدم تا خون آن جوهرم شود

حال با تمام وجود می نویسم

دوستت دارم . ♥


با صداقت. ♥. بی نهایت ♥. تا قیامت
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

زندگینامه نووا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط