{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهسته زمان رفته و برگشت ندارد

آهسته زمان رفته و برگشت ندارد
خوب و بدمان رفته و برگشت ندارد
عمری که فقط با غم دنیا سپری شد
چون آب روان رفته و برگشت ندارد
دیگر به سر آمد همه ایام جوانی
سیمای جوان رفته و برگشت ندارد
شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که
این رفته و آن رفته و برگشت ندارد
بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها
شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد
گویی غم هجران عزیزان شده عادت
انگار که جان رفته و برگشت ندارد
دیدگاه ها (۱)

چطوره

عشق من

انسان را هرگز مرگی نرسیده جز به نیش رؤیاهای بی‌ثمرفرونشسته ب...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ند...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 5ویولت چند لحظه همان‌جا ایستاده بود....

🏰 قصر تاریکیقسمت ۷: میان ترس و اعتمادصدای سنگین آن در، هنوز ...

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط