𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
part: ¹¹
-مهم نیست ، ازشون متنفرم
+بازم اون مادرته
"جونگکوک نوچی کرد و سرش و رو سینه پسر کوچکتر گذاشت"
+گفتی فردا امتحان از چند درسه؟
-از درس یک تا پنج
+خوبه تا درس شیش خوندم
-...
+جونگکوک؟
-...
+اوه اون...خوابش برد؟!
"تهیونگ ریز خندید و بوسه ای رو گونه جونگکوک گذاشت و اون هم بغلش خوابید"
...
"صبح تهیونگ زود بیدار شد ، حموم کرد و به تیشرت سفید با یه شلوار مشکی پوشید ، از عطرش زد و موهاش و خشک کرد...صبحانه رو آماده کرد و رفت جونگکوک و بیدار کنه تا اون هم آماده بشه و برن دانشگاه"
+جونگکوک؟
-هوم؟
+بیدار شو
-نمیخوام
+مثلاً استادی!پس کی میخواد امتحان بگیره؟
"جونگکوک بلند شد ، بعد از کار های لازم با تهیونگ سوار ماشین شدن و به سمت دانشگاه راه افتادن"
-با هیچکس گرم نمیگری فهمیدی؟
+بله
-با هیچکس صمیمی نمیشی
+باشههه
-خوبه.
"بعد از حدود ده دقیقه به دانشگاه رسیدن"
...
"کلاس تموم شد و تهیونگ آخرین نفر برگه امتحانش و به استادش یا همون جونگکوک داد"
×با استاااد جئون خوش میگذره شیطون؟
+خفه شو جیم
×یه بار شد عین آدم جواب بدی؟
+خب چی بگم
×چیکارا کردین
+چیکار باید میکردیم؟
×اههه هیچی نمیفهمه..
+ولم کن فقط حوصله ندارم
×مثل اینکه درس خوندن زیادی بهت فشار آورده.
+دقیقا...
"به کیک توی دستش گاز زد و کمی شیر کاکائو نوشید"
+تو چی
×من چی؟
+با استاااد مین یا پسر خاله ات خوش میگذره
×اصلااا...
+چرا...
×خیلی عوضیه...دلم میخواد بکشمش!
+جیمین بعد از دانشگاه میای بریم بیرون؟
×بریممم
+باشه پس ساعت شیش میبینمت
×اوکی
~~~~
به صد تا لایک هم نرسیده بود ولیییی...
https://wisgoon.com/salma_9292979
به خاطر ایشون گذاشتم حالا بدو برو درست و بخون بچه😂✨(اگه تصویر کامل باز نشده:اگه پارت بعد و بیشتر بزاری یا زودتر میرم برای امتحاناتم درس میخونم)
شرایط↓
لایک:۱۰۰(میبیند چقدر مهربونممم؟)
کامنت:۱۵۰
#فیک_کوکوی#جونگکوک#تهیونگ#بی_ال
part: ¹¹
-مهم نیست ، ازشون متنفرم
+بازم اون مادرته
"جونگکوک نوچی کرد و سرش و رو سینه پسر کوچکتر گذاشت"
+گفتی فردا امتحان از چند درسه؟
-از درس یک تا پنج
+خوبه تا درس شیش خوندم
-...
+جونگکوک؟
-...
+اوه اون...خوابش برد؟!
"تهیونگ ریز خندید و بوسه ای رو گونه جونگکوک گذاشت و اون هم بغلش خوابید"
...
"صبح تهیونگ زود بیدار شد ، حموم کرد و به تیشرت سفید با یه شلوار مشکی پوشید ، از عطرش زد و موهاش و خشک کرد...صبحانه رو آماده کرد و رفت جونگکوک و بیدار کنه تا اون هم آماده بشه و برن دانشگاه"
+جونگکوک؟
-هوم؟
+بیدار شو
-نمیخوام
+مثلاً استادی!پس کی میخواد امتحان بگیره؟
"جونگکوک بلند شد ، بعد از کار های لازم با تهیونگ سوار ماشین شدن و به سمت دانشگاه راه افتادن"
-با هیچکس گرم نمیگری فهمیدی؟
+بله
-با هیچکس صمیمی نمیشی
+باشههه
-خوبه.
"بعد از حدود ده دقیقه به دانشگاه رسیدن"
...
"کلاس تموم شد و تهیونگ آخرین نفر برگه امتحانش و به استادش یا همون جونگکوک داد"
×با استاااد جئون خوش میگذره شیطون؟
+خفه شو جیم
×یه بار شد عین آدم جواب بدی؟
+خب چی بگم
×چیکارا کردین
+چیکار باید میکردیم؟
×اههه هیچی نمیفهمه..
+ولم کن فقط حوصله ندارم
×مثل اینکه درس خوندن زیادی بهت فشار آورده.
+دقیقا...
"به کیک توی دستش گاز زد و کمی شیر کاکائو نوشید"
+تو چی
×من چی؟
+با استاااد مین یا پسر خاله ات خوش میگذره
×اصلااا...
+چرا...
×خیلی عوضیه...دلم میخواد بکشمش!
+جیمین بعد از دانشگاه میای بریم بیرون؟
×بریممم
+باشه پس ساعت شیش میبینمت
×اوکی
~~~~
به صد تا لایک هم نرسیده بود ولیییی...
https://wisgoon.com/salma_9292979
به خاطر ایشون گذاشتم حالا بدو برو درست و بخون بچه😂✨(اگه تصویر کامل باز نشده:اگه پارت بعد و بیشتر بزاری یا زودتر میرم برای امتحاناتم درس میخونم)
شرایط↓
لایک:۱۰۰(میبیند چقدر مهربونممم؟)
کامنت:۱۵۰
#فیک_کوکوی#جونگکوک#تهیونگ#بی_ال
- ۱۰.۰k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط