𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
part: ⁸
"یونگی از حرص خوردن جیمین خنده ای کرد و دوباره مشغول درس دادن شد"
×دلم میخواد موهاشو بِکَنَممم
+هی هی آروم باش ، نگاه کن صورتش و...شبیه گوجه شدی(خنده)
÷پارک جیمین بلند شو ازت سوال بپرسم
×ولی شما تازه وارد دانشگاه شدین!نمیشه که سوال بپرسید!
÷دوباره تکرار نمیکنم زود باش
"جیمین با حرص پاش و کوبید زمین و رفت جلوش ایستاد"
÷(یه سوال پرسید)
×(جواب داد)
"بعد از پرسیدن پنج سوال که همشو جیمین بلد بود یونگی اشاره کرد بشینه جاش"
×هه فکر کرده کم میارم!(زمزمه)
÷سئون بیا اینجا ازت سوال بپرسم
"سئون که بدجوری رو یونگی کراش زده بود با لبخند تند تند سر تکون و رفت ستم یونگی و جلوش ایستاد"
÷(چند تا سوال پرسید)
@ (همه سوال ها رو درست جواب داد)
"بالاخره کلاس تموم شد ، تهیونگ آروم نزدیک جیمین شد و گفت"
+جیمین من باید برم جونگکوک
×جونگکوک؟!!چطوری به اسم صداش میزنی؟
+خب...چطوری بگم...اون جفتمه...
×چی؟!!!(جیغ)
+کَر شدم!
×آآآ...ببخشید...ولی چطورییی؟!
+طولانیه...بگذریم باید برم پیشش فعلا فردا میبینمت
×باشه ، فردا میبینمت
"تهیونگ سریع از پیشش رفت و تقه ای به در دفتر جونگکوک زد"
-بله؟
+میتونم بیام داخل؟!!
-البته...
"تهیونگ در و باز کرد و آروم وارد شد و در و پشت سرش بست"
+گفتی زنگ خونه خورد بیام پیشت...
-خوبه که یادت مونده...
"جونگکوک از روی صندلی بلند شد و رفت سمتش ، تهیونگ عقب عقب رفت که کمرش خورد به دیوار"
+چ..چیکار میکنی!
"جونگکوک حرفی نزد و به جاش فقط نیشخند زد ، سرش و وارد گردنش کرد"
-گل رز من...
"تهیونگ از صدای بم و لقبی که بهش داده شد گونه هاش سرخ شد و دستاش و روی سینه های عضله ای جونگکوک گذاشت"
+جونگکوک...نکن
"جونگکوک بوسه ای آروم روی گردنش گذاشت ، سرش و بیرون آورد و با چشم هایی که عشق توشون موج میزد به چشم های معصوم و مظلوم امگاش خیره شد"
-امگا...زیادی معصومی...معصومیتت داره اذیتم میکنه...
"تهیونگ برای اولین بار لباش و رو گونه جونگکوک گذاشت و گونه اش و بوسید و دستش و روی گونه اش گذاشت"
"جونگکوک دستش بزرگش و رو دست کوچک امگا گذاشت و پایین آوردش ، بوسه ای روش گذاشت و پیشونیش و به پیشونی پسر تکیه داد"
-بیا بریم خونه...
"تهیونگ باشه ای آروم گفت و سوار ماشین شدن ، توی راه هیچکس حرفی نمیزد دست جونگکوک روی رون های توپر تهیونگ بود و فشار های آرومی میداد"
+کی میرسیم جونگکوکی؟!
-یکم دیگه میرسیم
+اوهوم
"تهیونگ از نوازش ها و فشار های روی رون پاش آروم آروم خوابش گرفت و در آخر خوابید"
-تهیونگ رسیدیم-
"به چهره تهیونگ خیره شد که غرق در خوابه"
-رز من هستی و رز من میمونی!
...
چطور بود؟ببخشید اگه ریدم🤧بچه ها برنامه امتحانیم اومده و خب درسام خیلیییی سنگینه باید بشینم بخونم پس شاید دیر به دیر پارت بزارم دَرک کنید🌷
شرایط↓
لایک:۱۴۰
کامنت:۱۳۵
#فیک_کوکوی#جونگکوک#تهیونگ#بی_ال
part: ⁸
"یونگی از حرص خوردن جیمین خنده ای کرد و دوباره مشغول درس دادن شد"
×دلم میخواد موهاشو بِکَنَممم
+هی هی آروم باش ، نگاه کن صورتش و...شبیه گوجه شدی(خنده)
÷پارک جیمین بلند شو ازت سوال بپرسم
×ولی شما تازه وارد دانشگاه شدین!نمیشه که سوال بپرسید!
÷دوباره تکرار نمیکنم زود باش
"جیمین با حرص پاش و کوبید زمین و رفت جلوش ایستاد"
÷(یه سوال پرسید)
×(جواب داد)
"بعد از پرسیدن پنج سوال که همشو جیمین بلد بود یونگی اشاره کرد بشینه جاش"
×هه فکر کرده کم میارم!(زمزمه)
÷سئون بیا اینجا ازت سوال بپرسم
"سئون که بدجوری رو یونگی کراش زده بود با لبخند تند تند سر تکون و رفت ستم یونگی و جلوش ایستاد"
÷(چند تا سوال پرسید)
@ (همه سوال ها رو درست جواب داد)
"بالاخره کلاس تموم شد ، تهیونگ آروم نزدیک جیمین شد و گفت"
+جیمین من باید برم جونگکوک
×جونگکوک؟!!چطوری به اسم صداش میزنی؟
+خب...چطوری بگم...اون جفتمه...
×چی؟!!!(جیغ)
+کَر شدم!
×آآآ...ببخشید...ولی چطورییی؟!
+طولانیه...بگذریم باید برم پیشش فعلا فردا میبینمت
×باشه ، فردا میبینمت
"تهیونگ سریع از پیشش رفت و تقه ای به در دفتر جونگکوک زد"
-بله؟
+میتونم بیام داخل؟!!
-البته...
"تهیونگ در و باز کرد و آروم وارد شد و در و پشت سرش بست"
+گفتی زنگ خونه خورد بیام پیشت...
-خوبه که یادت مونده...
"جونگکوک از روی صندلی بلند شد و رفت سمتش ، تهیونگ عقب عقب رفت که کمرش خورد به دیوار"
+چ..چیکار میکنی!
"جونگکوک حرفی نزد و به جاش فقط نیشخند زد ، سرش و وارد گردنش کرد"
-گل رز من...
"تهیونگ از صدای بم و لقبی که بهش داده شد گونه هاش سرخ شد و دستاش و روی سینه های عضله ای جونگکوک گذاشت"
+جونگکوک...نکن
"جونگکوک بوسه ای آروم روی گردنش گذاشت ، سرش و بیرون آورد و با چشم هایی که عشق توشون موج میزد به چشم های معصوم و مظلوم امگاش خیره شد"
-امگا...زیادی معصومی...معصومیتت داره اذیتم میکنه...
"تهیونگ برای اولین بار لباش و رو گونه جونگکوک گذاشت و گونه اش و بوسید و دستش و روی گونه اش گذاشت"
"جونگکوک دستش بزرگش و رو دست کوچک امگا گذاشت و پایین آوردش ، بوسه ای روش گذاشت و پیشونیش و به پیشونی پسر تکیه داد"
-بیا بریم خونه...
"تهیونگ باشه ای آروم گفت و سوار ماشین شدن ، توی راه هیچکس حرفی نمیزد دست جونگکوک روی رون های توپر تهیونگ بود و فشار های آرومی میداد"
+کی میرسیم جونگکوکی؟!
-یکم دیگه میرسیم
+اوهوم
"تهیونگ از نوازش ها و فشار های روی رون پاش آروم آروم خوابش گرفت و در آخر خوابید"
-تهیونگ رسیدیم-
"به چهره تهیونگ خیره شد که غرق در خوابه"
-رز من هستی و رز من میمونی!
...
چطور بود؟ببخشید اگه ریدم🤧بچه ها برنامه امتحانیم اومده و خب درسام خیلیییی سنگینه باید بشینم بخونم پس شاید دیر به دیر پارت بزارم دَرک کنید🌷
شرایط↓
لایک:۱۴۰
کامنت:۱۳۵
#فیک_کوکوی#جونگکوک#تهیونگ#بی_ال
- ۲۰.۰k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط