رضا خان از خدا نترسید ما چطور
رضا خان از خدا نترسید، ما چطور؟(۱)
رضاخان، بی ترس و واهمه، از هیچ کاری در زیر پا گذاشتن دستورات خدا و شئونات جامعه اسلامی و هتک حرمت زنان مسلمان دریغ نکرد. حالا ماییم و دو راهی محافظت از دستورات خدا و شئونات جامعه اسلامی و حرمت زنان مسلمان یا چشم بستن بر همه اینها به بهای جلب رضایت گروهی از مردم و جریانها. در میانه این دوراهی اما، بد نیست به چراغ راههایی که در این مسیر نصب شده، رجوع کنیم؛ به نشانههایی از قرآن و روایات اهلبیت (ع) که هر بار با بیانی روشن هشدارمان میدهد: «در هیچ شرایطی رضایت مخلوق بر رضایت خالق، مقدم نمیشود. اگر کسی در پی خشنودی خدا باشد، خشنودی مخلوق را هم به دست میآورد اما اگر کسی در طلب خشنودی مردم باشد، نه خشنودی خدا را به دست خواهد آورد و نه خشنودی مردم را.»
نوشتهاند مردی نامهای به محضر امام حسین (علیه السلام) فرستاد و از ایشان درخواست کرد برایش از مصادیق خیر دنیا و آخرت بنویسند. امام (علیه السلام) در پاسخ نوشتند: «مَنْ طَلَبَ رِضَی اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَکلَهُ اللَّهُ إِلَی النَّاسِ وَ السَّلَامُ (هرکس به دنبال رضایت خدا باشد هرچند در این راه مردم از او ناراضی شوند، خداوند پشتیبان او در کارهایی خواهد بود که مرتبط با مردم است. و هرکس با به خشمآوردن خدا، به دنبال راضی نگهداشتن مردم باشد، خدا او را به همان مردم وامیگذارد. والسلام».
در ماجرای کربلا هم، وقتی ابنزیاد در نامهای به امام حسین (علیه السلام)، خواهان تسلیم شدن آن حضرت شد، امام (علیه السلام) بعد از خواندن نامه، آن را دور انداختند و فرمودند: «لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاهَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ (ملتی که رضایت مخلوق را در برابر خشم خالق بخرد، رستگار نمیشود».
رضاخان، بی ترس و واهمه، از هیچ کاری در زیر پا گذاشتن دستورات خدا و شئونات جامعه اسلامی و هتک حرمت زنان مسلمان دریغ نکرد. حالا ماییم و دو راهی محافظت از دستورات خدا و شئونات جامعه اسلامی و حرمت زنان مسلمان یا چشم بستن بر همه اینها به بهای جلب رضایت گروهی از مردم و جریانها. در میانه این دوراهی اما، بد نیست به چراغ راههایی که در این مسیر نصب شده، رجوع کنیم؛ به نشانههایی از قرآن و روایات اهلبیت (ع) که هر بار با بیانی روشن هشدارمان میدهد: «در هیچ شرایطی رضایت مخلوق بر رضایت خالق، مقدم نمیشود. اگر کسی در پی خشنودی خدا باشد، خشنودی مخلوق را هم به دست میآورد اما اگر کسی در طلب خشنودی مردم باشد، نه خشنودی خدا را به دست خواهد آورد و نه خشنودی مردم را.»
نوشتهاند مردی نامهای به محضر امام حسین (علیه السلام) فرستاد و از ایشان درخواست کرد برایش از مصادیق خیر دنیا و آخرت بنویسند. امام (علیه السلام) در پاسخ نوشتند: «مَنْ طَلَبَ رِضَی اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَکلَهُ اللَّهُ إِلَی النَّاسِ وَ السَّلَامُ (هرکس به دنبال رضایت خدا باشد هرچند در این راه مردم از او ناراضی شوند، خداوند پشتیبان او در کارهایی خواهد بود که مرتبط با مردم است. و هرکس با به خشمآوردن خدا، به دنبال راضی نگهداشتن مردم باشد، خدا او را به همان مردم وامیگذارد. والسلام».
در ماجرای کربلا هم، وقتی ابنزیاد در نامهای به امام حسین (علیه السلام)، خواهان تسلیم شدن آن حضرت شد، امام (علیه السلام) بعد از خواندن نامه، آن را دور انداختند و فرمودند: «لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاهَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ (ملتی که رضایت مخلوق را در برابر خشم خالق بخرد، رستگار نمیشود».
- ۹۷۰
- ۲۲ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط