{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملکه من:

ملکه من:
p35:
ویو جیمین:
خوشبختانه بحث مهمی نبود بعد از تموم کردن ماموریت ا.ت یه طرح لباس که ازش خواسته بودم رو داد تا بدم درستش کنن
جیمین:ا.ت
ا.ت:جانم؟
جیمین:من دلم یه دختر کوچولو میخواد
به سرفه افتاد
ا.ت:چه یهویی
جیمین:دوست دارم این لباس رو تن اون ببینم
ا.ت:آخه الان؟
جیمین:الان نههه ولی قصدشو دارم
ا.ت:من آمادگیشو ندارم
جیمین:به‌دست میاری نگران نباش
.
.
.
ا.ت:آره خلاصه می چی ازم درخواست بچه کرد
می چی:جدی؟(تعجب) خب پس چی جواب میدی؟ آمادگیشو داری؟
ا.ت:معلومه که دارم شب های زیادی با خیال پردازی به خواب می رفتم
می چی:پس بهش بگم؟
ا.ت:نه من یه نقشه دارم!
می چی:اگه نقشه اونه من هستم حتی یه شب واسه در آوردن جیغ هانا بهش خروندم اما فهمیدم آنقدر دوسش نداره که نرفت به خونشون
ا.ت:این عالیه پس بریم ببینیم چی میشه
شنیدم چی میگن اصلا چرا از آزار من لذت میبرن؟هعی خدا اشکال نداره میتونم خوب حسابشونو برسم ولی بزار نقششون عملی شه ا.ت می‌فهمه چرا بهش مهلت فکر کردن دادم



این پارت زیادی کم بود که پارت بعد زیاد باشه🤧
دیدگاه ها (۰)

تو کامنتا در خدمت باشیم خوشگله...😎

بیاین تو کامنتا گریه کنیم خانمی🤧

ملکه من:p34: سوفیا: متاسفانه نمی تونی به آرزوت برسی هرزگی کا...

ملکه من:p33: نفر بعدی رییس یه کاباره اونجا پر مردایی بود که ...

بچه ها ببخشید دیر شد اخر هفته رو کامل بیرون بودم.

#سناریو_درخواستیوقتی ا/ت میزنه جای حساسشون(جنبه نداری نخون خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط