ملکه من
ملکه من:
p33:
نفر بعدی رییس یه کاباره اونجا پر مردایی بود که تماشا گر مرد نیمه لخت بالا ی صحنه بودنند رفتم سمت اتاق رییس و یه دختر دیدم دلیلش چیه که اینهمه مرد گی رو جمع میکنه؟ میپرسم
.......:سلام ببخشید چطوری وارد شدید؟
ا.ت:اینجا کاباره است دیگه؟
.......:بله
ا.ت:منم یه مشترییییی
.........:تو میشی مشتری من پس من بهت میرسم
لز بود این کارمو آسون میکنه
...........:ممنونم خانم چوی
رفتم رو تخت که روم خیمه زد جیمین گفت کار اینو خودم بسازم اول تحریکش میکنم تا از کار بی افته بعد لمس جاهای حساسی که برای هر زن تحریک کننده هست دیگه خمار شد به بهونه مارک کردنش سمت گردنی رفتم و بعد خفش کردم کم کم از خونی که از دهنش می اومد خوشم آمد کارش و تموم کردم و به رقصنده ی کاباره نگاه کردم شبیه قدیم خودم بود چقدر حقیر بودم اگه جیمین بفهمه...... پس بهش نمی گم
جیمین:حالت خوبه؟
ا.ت:درست انجام دادم؟(خوشحال)
جیمین:آره فردا میرم باشگاه بهت کار با تفنگو یاد میدم
ا.ت:این عاالیه
جیمین: واقعا خوشحالی که یه قاتل شدی؟
ا.ت:جیمین من هر کاری رو کنار تو دوست دارم چه مدلینگ باشه چه قاتل به هر حال اینا خیلی آدمای بدی بودن خوب شد که مردن
جیمین:ممنون که مال منی
ا.ت:ممنونم که منو برای همراهی خودت انتخاب کردی
بوسه ای کوچک روی لبم گذاشت و راه افتادیم سمت خونه پدر بزرگ و با انرژی وارد شدم
ا.ت:سلاااااام پدرررررر منننننن بهههه آغووووش تووو برگشتمممممم
لی:کشتیش؟
ا.ت:بله هردو رو البته اولی کار جیمین بود ولی دومی رو خودم خفه کردم
لی:قبولی میتونی بشی عروسک ماشین کشتار
ا.ت:چرا عروسک؟
جیمین:عروسک سرگرم می کنه دیگه و تو هم اونارو سرگرم میکنی
ا.ت:دوسش دارم من همیشه عروسک جیمین میمانم
سوفیا:خونتو دیدی ا.ت ؟ کاباره رو دیدی؟
ا.ت: راستش دوست نداشتم ضایت کنم ولی همون جا روی یه میز نشسته بودی دیدمت فکر کنم باید روی صحنه می دیدمت ولی نشد باید بیشتر میموندم
p33:
نفر بعدی رییس یه کاباره اونجا پر مردایی بود که تماشا گر مرد نیمه لخت بالا ی صحنه بودنند رفتم سمت اتاق رییس و یه دختر دیدم دلیلش چیه که اینهمه مرد گی رو جمع میکنه؟ میپرسم
.......:سلام ببخشید چطوری وارد شدید؟
ا.ت:اینجا کاباره است دیگه؟
.......:بله
ا.ت:منم یه مشترییییی
.........:تو میشی مشتری من پس من بهت میرسم
لز بود این کارمو آسون میکنه
...........:ممنونم خانم چوی
رفتم رو تخت که روم خیمه زد جیمین گفت کار اینو خودم بسازم اول تحریکش میکنم تا از کار بی افته بعد لمس جاهای حساسی که برای هر زن تحریک کننده هست دیگه خمار شد به بهونه مارک کردنش سمت گردنی رفتم و بعد خفش کردم کم کم از خونی که از دهنش می اومد خوشم آمد کارش و تموم کردم و به رقصنده ی کاباره نگاه کردم شبیه قدیم خودم بود چقدر حقیر بودم اگه جیمین بفهمه...... پس بهش نمی گم
جیمین:حالت خوبه؟
ا.ت:درست انجام دادم؟(خوشحال)
جیمین:آره فردا میرم باشگاه بهت کار با تفنگو یاد میدم
ا.ت:این عاالیه
جیمین: واقعا خوشحالی که یه قاتل شدی؟
ا.ت:جیمین من هر کاری رو کنار تو دوست دارم چه مدلینگ باشه چه قاتل به هر حال اینا خیلی آدمای بدی بودن خوب شد که مردن
جیمین:ممنون که مال منی
ا.ت:ممنونم که منو برای همراهی خودت انتخاب کردی
بوسه ای کوچک روی لبم گذاشت و راه افتادیم سمت خونه پدر بزرگ و با انرژی وارد شدم
ا.ت:سلاااااام پدرررررر منننننن بهههه آغووووش تووو برگشتمممممم
لی:کشتیش؟
ا.ت:بله هردو رو البته اولی کار جیمین بود ولی دومی رو خودم خفه کردم
لی:قبولی میتونی بشی عروسک ماشین کشتار
ا.ت:چرا عروسک؟
جیمین:عروسک سرگرم می کنه دیگه و تو هم اونارو سرگرم میکنی
ا.ت:دوسش دارم من همیشه عروسک جیمین میمانم
سوفیا:خونتو دیدی ا.ت ؟ کاباره رو دیدی؟
ا.ت: راستش دوست نداشتم ضایت کنم ولی همون جا روی یه میز نشسته بودی دیدمت فکر کنم باید روی صحنه می دیدمت ولی نشد باید بیشتر میموندم
- ۶.۰k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط