{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگترینآرزو

#بزرگترین_آرزو
P16

_باشه.. درد تو خانوادمه؟ خب ازشون جدا میشم.. خوبه؟
+اشتباه نکن.. درد من اینه که وقتی اونا داشتن تخریبم میکردن وایستاده بودی و با لبخد نگام میکردی.. حتی جرئت نداشتی از جات تکون بخوری و منو از اون فضا دورم کنی!! بعد الان به من قول مستقل شدن میدی؟
نه.. من نمیخوام کسیو که به موقع اش پشتم نمونه و بعدا ابراز پشیمونی کنه..
متاسفم ولی.. بنظرم همونطور که مادرت گفت منی که هیچکیو تو این دنیا ندارم بدرد توی با اصل ‌ و نسَب دار نمیخورم.

کیفشو برداشت و بلند شد اما هنوز قدم دوم رو برنداشته بود که حرفی که صبح به جئون زده بود مثل خوره به جونش افتاد..
چشماشو بست و بعد از دور کردن فکرای منفی چند لحظه پیش، دوباره به سمت اون برگشت..
+راستی... مجرم پرونده ای که بهم داده شده.. وکیل نداره.. میتونی وکیلش بشی؟

مرد مقابلش حرفی نزد که قاطع تر قبل حرفشو تکرار کرد..
+جانگ می شی... میتونی این پرونده رو قبول کنی؟

جانگ می پوزخند عجیبی رو لباش نقش بست..
_در عوضش.. برام چیکار میکنی؟
................

یک هفته بعد *اولین روز دادگاه*

بعدِ روز ها پرس و جو و جمع مدارک روز دادگاه فرا رسید..
`کیم کاترینا در جایگاه دادستان`
`جئون جونگ کوک متهم `
و `مین جانگ می وکیل مدافع`

قاضی هنوز وارد نشده بود پس وقت کافی داشت تا احضاراتی که میخواست ارائه بده رو مرور کنه..
استرس عجیبی داشت.. اون با این محیط اشنا بود اما همیشه به عنوان یک وکیل در اینجا حضور داشته.. ولی حالا کسیه که از حق دفاع میکنه پس قطعا نگاه های بیشتری روشه.. شاید همین بود که مضطربش میکرد..
بعد از گذشت چند دقیقه ای، قاضی وارد شد و در جایگاهش نشست..
همگی ادای احترام کردن..
قاضی پرونده ی مقابلش رو باز کرد و با صدای رسانایی خطاب به کاترینا گفت:
_دادستان.. میتونی شروع کنی..

کاترینا سری تکون داد و بعد از برداشتن کاغذ بلند شد واز پشت میز کنار اومد..
+آقای جئون جونگکوک متهم پرونده ... طبق شواهد و نظرات، ایشون متهم به قتل و تجاوز به ۲ دختر هستن
افراد قربانی اعم از:
کیم می جونگ ۱۸ ساله
هونگ جی یانگ ۱۸ ساله
..در واقع فرد هایی که مورد تجاوز قرار گرفتن با مواد خاصی توسط ایشون بیهوش، و به مکان خاصی برده شدن و هونگ جی یانگ بخاطر مقاومت زیاد به قتل میرسه ... هردوی اونا در کوچه ای رها شده..
و بعد از یک نیمه روز پیدا میشن..
کیم می جونگ که بهش تجاوز شده بود اخیرن جسدش در خونه مجردی ایش پیدا شده..

همهمه در دادگاه شدت گرفت.. حس میکرد تمرکزش بهم میریزه ، برای همین حرفای اونارو نادیده گرفت و ادامه داد:
+طبق تحقیقات جسد اون دختر قدیمی بوده.. یعنی ممکنه قبل ازین که اقای جئون خودشون رو تحویل بدن این بلا رو سرش اورده باشن..
دیدگاه ها (۳)

چیزی که خوانندهٔ داستان باید تصور کنه:🫠🥹

#بزرگترین_آرزوP17‌همینطور که انتظار میرفت جانگ می تونسته بو...

#بزرگترین_آرزوP15+فقط یکمی اطلاعات درمورد کلاس و نمره هاشون ...

#بزرگترین_آرزوP14دست به سینه و کاملا عصبی تکیه اشو به صندلی ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 28+خب من ازت طلاق گرفتم دیگه باید بهم...

black flower(p,329)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط