{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت

یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت
آنـقـدر ، که داری ، بـه خداونـد ، شباهَت

خَـنـدیدی و چـالـی وسط گـونـه ات اُفتاد
از چـالـه در آور «وَ» بیـانداز ، بـه چـاهَـت

کلا یعنی خاطرت رو بد میخوام...
الهی قربونت بشم...ندا جونم
دیدگاه ها (۲)

خورشید قلبم...دیدارت امانم را بریده...جادوی عشقت برده همه مر...

کور باشـم ...تا نبیـنم چشـم ها دنبالِ توسـت ...!غیرتـی هسـتم...

طلوع صبحی دیگربخار روی چای می گویدفرصت اندک استزندگی را تا س...

تقدیم ب عشقم ندا جونم خیلی دوست دارم

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

.....//برده ی زیبا//.....

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

پیمان نقره ای

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

شاهکاری به نام دروغ

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط