خواسته هاي يک مادر:
خواسته هاي يک مادر:
زماني که پير شدم، اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را کثيف کردم و يا صحبت هايم تکراري و کسل کننده شد يادت بياور وقتي کوچک بودي مجبور ميشدم روزي چند بار لباسهايت را عوض کنم،
براي سرگرميت مجبور ميشدم بارها داستاني را برايت تعريف کنم،
وقتي بي خبر از پيشرفتهاي امروز سؤالاتي ميکنم، با تمسخر به من ننگر،
وقتي پاهايم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولين قدمهايت را کنار من بر ميداشتي،
ياريم کن همانگونه که من ياريت کردم،
کمک کن تا با نيرو و شکيبايي تو اين راه را به پايان برسا
به افتخارتمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون
مایه دلگرمی ماس .چه اونهایی که یادشون.
همراه ماس...
زماني که پير شدم، اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را کثيف کردم و يا صحبت هايم تکراري و کسل کننده شد يادت بياور وقتي کوچک بودي مجبور ميشدم روزي چند بار لباسهايت را عوض کنم،
براي سرگرميت مجبور ميشدم بارها داستاني را برايت تعريف کنم،
وقتي بي خبر از پيشرفتهاي امروز سؤالاتي ميکنم، با تمسخر به من ننگر،
وقتي پاهايم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولين قدمهايت را کنار من بر ميداشتي،
ياريم کن همانگونه که من ياريت کردم،
کمک کن تا با نيرو و شکيبايي تو اين راه را به پايان برسا
به افتخارتمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون
مایه دلگرمی ماس .چه اونهایی که یادشون.
همراه ماس...
- ۷۰۲
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط