{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



آن را که غمی
چون غمِ من نیست چه داند
کز شوق تواَم دیده چه شب می‌گذراند

سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس
کاندوه دل ســـوختـگان سوختـه داند


#سعدی
دیدگاه ها (۲)

‌اشک شب و آه سحر، خون دل و سوز جگرترسم که سازد آشکار اســـرا...

‌‌ شـــــراب حاضـر و معشـــوق مســت و ...

‌تـاب بنفشه می‌دهد طره مشک ســــای توپـــرده غنچـه می‌درد خن...

‌شب همه بی تو کار منشِکوه به ماه کردن است ... #شهریارشب...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط