{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



آن را که غمی
چون غمِ من نیست چه داند
کز شوق تواَم دیده چه شب می‌گذراند

سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس
کاندوه دل ســـوختـگان سوختـه داند


#سعدی
دیدگاه ها (۲)

‌اشک شب و آه سحر، خون دل و سوز جگرترسم که سازد آشکار اســـرا...

‌‌ شـــــراب حاضـر و معشـــوق مســت و ...

‌تـاب بنفشه می‌دهد طره مشک ســــای توپـــرده غنچـه می‌درد خن...

‌شب همه بی تو کار منشِکوه به ماه کردن است ... #شهریارشب...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط