‌

اشک شب و آه سحر،
خون دل و سوز جگر
ترسم که سازد آشکار اســـرار پنـهان تو را

آشفته خاطــر کرده‌ام
جمعیّت عشّــــاق را
هرشب که یاد آورده‌ام زلف پریشان تو را


#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۳)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

From Hatred to My Love

قسمت ۷

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط