{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



اشک شب و آه سحر،
خون دل و سوز جگر
ترسم که سازد آشکار اســـرار پنـهان تو را

آشفته خاطــر کرده‌ام
جمعیّت عشّــــاق را
هرشب که یاد آورده‌ام زلف پریشان تو را


#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۳)

‌‌ شـــــراب حاضـر و معشـــوق مســت و ...

هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیدههوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پ...

‌آن را که غمی چون غمِ من نیست چه داندکز شوق تواَم دیده چه شب...

‌تـاب بنفشه می‌دهد طره مشک ســــای توپـــرده غنچـه می‌درد خن...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

نومیدی

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 با من از شادی وصل تو اثر چیزی نیست دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط