{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حصار گل سرخ

حصار گل سرخ
قسمت دوم

یه تلفن زرشکی رنگ داشتیم که بخاطر رنگش واقعا عاشقش بودم.بعد از شنیدن اون صدا سعی کردم بیصدا هق هق کنم تا بفهمم اون بیرون چی میگذره.سکوت محض و مطلق.بعد از چند دقیقه اروم اومدم بیرون.رفتم تو اشپزخونه که تو نگاه اول آشفتگی‌ش جلب توجه میکرد.تیکه های ریز و درشت تلفن شکسته همه جای اشپزخونه پخش بود.
دوباره برگشتم به همون حالتی که بخاطر گریۀ زیاد نفسم درنمیومد.
مامانم تو اتاق زانوی غم بغل گرفته بود و گریه میکرد،سنجورو هم بعد از اونهمه گریه خوابش برده بود.بابا هم ظاهرا خونه نبود.اولین احتمال رو دادم به خونه مامانبزرگم.
رفته بود تا ماجرا رو کامل و جامع برای هایاتو،عمم و مامانبزرگم تعریف کنه.
ساعت شش و هفت بود که برگشت.یه گوشی لمسی قدیمی تر از دوره داشتیم که من و مامانم شریکی استفادش میکردیم.برداشت و هرچی که روش بود رو پاک کرد.نرم افزار و عکس و فیلم و هرچی.سعی کردیم نزاریم،ولی چندان کارساز نبود.
فردای اون روز،نخود نخود هرکه رَوَد خانۀ خود!مامانم و بابام رفتن خونه مامان‌بزرگ ها.ماهم با بابام بودیم.یعنی مجبور بودیم.تا یه هفته پیش بابام بودیم.یه فلش به هایاتو دادم و طبق روال همیشه،ازش خواستم برام فیلم بریزه.ده قسمت لیدی باگ روش دانلود کرد.
دیدگاه ها (۰)

دریاچه قو

حصار گل سرخقسمت سومهیچ سرگرمی نداشتم.حتی میل به زندگی کردنم ...

حصار گل سرخقسمت اولاخرین امتحانم رو سه روز پیش دادم.بعدش هم ...

پارت۹۱کوک مدام غرغر میکرد که چرا بهش گفتی تاتال مرده.تا اینک...

حصار گل سرخقسمت چهارمبابا دویید دنبالش تو کوچه.مامان که داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط